woundeds

[ایالات متحده]/wʊndɪdz/
[بریتانیا]/wʊndɪdz/

ترجمه

adj. زخمی
n. شخص زخمی
v. آسیب دیده (قسمت گذشته زخم)

عبارات و ترکیب‌ها

woundeds in battle

زخمی‌شدگان در نبرد

woundeds in need

زخمی‌شدگان نیازمند

woundeds receiving care

زخمی‌شدگانی که در حال دریافت مراقبت هستند

woundeds on site

زخمی‌شدگان در محل

woundeds being treated

زخمی‌شدگانی که در حال درمان هستند

woundeds evacuated

زخمی‌شدگان تخلیه شده

woundeds reported

گزارش زخمی‌شدگان

woundeds in shock

زخمی‌شدگان در شوک

woundeds identified

زخمی‌شدگان شناسایی شده

woundeds awaiting help

زخمی‌شدگانی که منتظر کمک هستند

جملات نمونه

the soldiers tended to the wounded on the battlefield.

سربازان به مجروحان در میدان جنگ رسیدگی کردند.

the charity organization helps the wounded after natural disasters.

سازمان خیریه به مجروحان پس از بلایای طبیعی کمک می کند.

she felt a deep compassion for the wounded animals.

او نسبت به حیوانات مجروح همدلی عمیقی داشت.

the hospital is equipped to handle a large number of wounded.

بیمارستان مجهز به رسیدگی به تعداد زیادی مجروح است.

the documentary highlighted the stories of the wounded veterans.

مستند داستان های جانبازان مجروح را برجسته کرد.

emergency services were dispatched to assist the wounded.

خدمات اورژانس برای کمک به مجروحان اعزام شدند.

volunteers provided food and shelter for the wounded refugees.

داوطلبان غذا و سرپناه برای آوارگان مجروح فراهم کردند.

the documentary focused on the lives of the wounded soldiers.

مستند بر روی زندگی سربازان مجروح تمرکز کرد.

psychological support is crucial for the emotional recovery of the wounded.

حمایت های روانشناختی برای بهبودی عاطفی مجروحان بسیار مهم است.

many organizations are dedicated to helping the wounded heal.

سازمان های زیادی به کمک به بهبود مجروحان اختصاص داده شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید