gift unwrapper
کسی که هدیه را باز می کند
unwrapper job
وظیفه باز کردن
skilled unwrapper
کسی با مهارت در باز کردن
unwrapper's duty
وظیفه باز کننده
be unwrapper
شدن باز کننده
unwrapper needed
نیاز به باز کننده
unwrapper team
تیم باز کنندگان
the eager child was the first unwrapper of the christmas present.
کودک خوشحال اولین کسی بود که پوستههای این هدیه را باز کرد.
he worked as an unwrapper at the gift-wrapping service.
او در یک خدمات پویش هدیه به عنوان یک پوستهگشای کار میکرد.
the unwrapper carefully removed the layers of packaging.
پوستهگشای لایههای بستهبندی را با دقت حذف کرد.
she was a skilled unwrapper, known for her speed.
او یک پوستهگشای ماهر بود که به دلیل سرعتش معروف بود.
the unwrapper used a special tool to cut the tape.
پوستهگشای یک ابزار خاص را برای قطع نوار استفاده کرد.
the unwrapper inspected the contents for damage.
پوستهگشای محتویات را برای آسیبدیدگی بررسی کرد.
he became an unwrapper to earn extra money during the holidays.
او به عنوان یک پوستهگشای شغل گرفت تا در آیام تعطیلات فصلی پول بیشتر کسب کند.
the unwrapper efficiently processed dozens of packages daily.
پوستهگشای روزانه دهها بسته را به طور کارآمد پردازش میکرد.
the gift unwrapper revealed a beautiful necklace inside.
پوستهگشای هدیه یک گردنبند زیبا را در داخل آشکار کرد.
the unwrapper’s job was to prepare items for display.
وظیفه پوستهگشای آمادهسازی موارد برای نمایش بود.
a professional unwrapper can quickly assess the gift’s value.
یک پوستهگشای حرفهای میتواند به سرعت ارزش هدیه را ارزیابی کند.
gift unwrapper
کسی که هدیه را باز می کند
unwrapper job
وظیفه باز کردن
skilled unwrapper
کسی با مهارت در باز کردن
unwrapper's duty
وظیفه باز کننده
be unwrapper
شدن باز کننده
unwrapper needed
نیاز به باز کننده
unwrapper team
تیم باز کنندگان
the eager child was the first unwrapper of the christmas present.
کودک خوشحال اولین کسی بود که پوستههای این هدیه را باز کرد.
he worked as an unwrapper at the gift-wrapping service.
او در یک خدمات پویش هدیه به عنوان یک پوستهگشای کار میکرد.
the unwrapper carefully removed the layers of packaging.
پوستهگشای لایههای بستهبندی را با دقت حذف کرد.
she was a skilled unwrapper, known for her speed.
او یک پوستهگشای ماهر بود که به دلیل سرعتش معروف بود.
the unwrapper used a special tool to cut the tape.
پوستهگشای یک ابزار خاص را برای قطع نوار استفاده کرد.
the unwrapper inspected the contents for damage.
پوستهگشای محتویات را برای آسیبدیدگی بررسی کرد.
he became an unwrapper to earn extra money during the holidays.
او به عنوان یک پوستهگشای شغل گرفت تا در آیام تعطیلات فصلی پول بیشتر کسب کند.
the unwrapper efficiently processed dozens of packages daily.
پوستهگشای روزانه دهها بسته را به طور کارآمد پردازش میکرد.
the gift unwrapper revealed a beautiful necklace inside.
پوستهگشای هدیه یک گردنبند زیبا را در داخل آشکار کرد.
the unwrapper’s job was to prepare items for display.
وظیفه پوستهگشای آمادهسازی موارد برای نمایش بود.
a professional unwrapper can quickly assess the gift’s value.
یک پوستهگشای حرفهای میتواند به سرعت ارزش هدیه را ارزیابی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید