unwrapper

[ایالات متحده]/[ˈʌnwræpə]/
[بریتانیا]/[ˈʌnwræpər]/

ترجمه

n. یک فرد که چیزی را پوسته‌برداری می‌کند؛ دستگاه یا ابزاری که برای پوسته‌برداری از چیزی استفاده می‌شود.
v. حذف پوسته چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

gift unwrapper

کسی که هدیه را باز می کند

unwrapper job

وظیفه باز کردن

skilled unwrapper

کسی با مهارت در باز کردن

unwrapper's duty

وظیفه باز کننده

be unwrapper

شدن باز کننده

unwrapper needed

نیاز به باز کننده

unwrapper team

تیم باز کنندگان

جملات نمونه

the eager child was the first unwrapper of the christmas present.

کودک خوشحال اولین کسی بود که پوسته‌های این هدیه را باز کرد.

he worked as an unwrapper at the gift-wrapping service.

او در یک خدمات پویش هدیه به عنوان یک پوسته‌گشای کار می‌کرد.

the unwrapper carefully removed the layers of packaging.

پوسته‌گشای لایه‌های بسته‌بندی را با دقت حذف کرد.

she was a skilled unwrapper, known for her speed.

او یک پوسته‌گشای ماهر بود که به دلیل سرعتش معروف بود.

the unwrapper used a special tool to cut the tape.

پوسته‌گشای یک ابزار خاص را برای قطع نوار استفاده کرد.

the unwrapper inspected the contents for damage.

پوسته‌گشای محتویات را برای آسیب‌دیدگی بررسی کرد.

he became an unwrapper to earn extra money during the holidays.

او به عنوان یک پوسته‌گشای شغل گرفت تا در آیام تعطیلات فصلی پول بیشتر کسب کند.

the unwrapper efficiently processed dozens of packages daily.

پوسته‌گشای روزانه ده‌ها بسته را به طور کارآمد پردازش می‌کرد.

the gift unwrapper revealed a beautiful necklace inside.

پوسته‌گشای هدیه یک گردنبند زیبا را در داخل آشکار کرد.

the unwrapper’s job was to prepare items for display.

وظیفه پوسته‌گشای آماده‌سازی موارد برای نمایش بود.

a professional unwrapper can quickly assess the gift’s value.

یک پوسته‌گشای حرفه‌ای می‌تواند به سرعت ارزش هدیه را ارزیابی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید