wreckings

[ایالات متحده]/'rekɪŋ/
[بریتانیا]/'rɛkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی شکسته، کشتی که در یک حادثه در دریا نابود شده است؛ صنعت نجات، کسب و کار بازیابی کشتی‌های خراب یا ناتوان

عبارات و ترکیب‌ها

wrecking ball

توپ خراب‌کن

wrecking crew

گروه تخریب

wrecking havoc

ایجاد هرج و مرج

wrecking yard

محل اسقاط خودرو

جملات نمونه

The storm was wrecking havoc on the coastal town.

طوفان باعث هرج و مرج در شهر ساحلی شده بود.

The reckless driver was wrecking havoc on the roads.

راننده بی‌احتیاط باعث هرج و مرج در جاده‌ها شده بود.

The earthquake was wrecking buildings in the city.

زلزله باعث تخریب ساختمان‌ها در شهر شد.

The wrecking ball demolished the old building in minutes.

توپ تخریب، ساختمان قدیمی را در عرض چند دقیقه تخریب کرد.

The wrecking crew cleared the debris after the demolition.

تیم تخریب، پس از تخریب، آوارها را جمع‌آوری کرد.

The wrecking yard is full of scrapped cars.

حیاط تخریب پر از ماشین‌های اسقاط شده است.

The wrecking process required careful planning and execution.

فرآیند تخریب نیاز به برنامه‌ریزی و اجرا دقیق داشت.

The wrecking ball swung through the air before hitting the building.

توپ تخریب قبل از برخورد به ساختمان، از هوا عبور کرد.

The wrecking crew dismantled the old bridge piece by piece.

تیم تخریب، پل قدیمی را تکه تکه باز کرد.

The wrecking of the environment caused irreversible damage to the ecosystem.

تخریب محیط زیست باعث آسیب جبران ناپذیر به اکوسیستم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید