wrinkly skin
پوست چروکیده
wrinkly dog
سگ چروکیده
wrinkly shirt
پیراهن چروکیده
wrinkly hands
دستهای چروکیده
wrinkly face
چهره چروکیده
wrinkly fruit
میوه چروکیده
wrinkly eyes
چشمهای چروکیده
wrinkly paper
مقوا چروکیده
wrinkly clothes
لباسهای چروکیده
wrinkly forehead
پیشانی چروکیده
she loves her wrinkly dog.
او سگ چروکیده اش را دوست دارد.
the wrinkly old man smiled at us.
مرد پیر چروکیده در حالی که لبخند می زد به ما نگاه کرد.
he has wrinkly hands from years of work.
دست های چروکیده اش به دلیل سال ها کار دارد.
the wrinkly fabric needs ironing.
پارچه چروکیده نیاز به اتو دارد.
her wrinkly face tells a story of wisdom.
چهره چروکیده او داستانی از خرد را بیان می کند.
they found a wrinkly old book in the attic.
آنها یک کتاب قدیمی چروکیده را در زیرشیرآز یافتند.
the wrinkly skin of the fruit was a sign of ripeness.
پوست چروکیده میوه نشانه رسیدن آن بود.
after the bath, my skin looked wrinkly.
بعد از حمام، پوست من چروکیده به نظر می رسید.
she gently touched the wrinkly leaves of the plant.
او به آرامی برگ های چروکیده گیاه را لمس کرد.
the artist painted a wrinkly landscape.
هنرمند یک منظره چروکیده نقاشی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید