yachted

[ایالات متحده]/jɒtɪd/
[بریتانیا]/jɑːtɪd/

ترجمه

n. قایق کوچک مورد استفاده برای تفریح
v. سفر کردن با یک قایق بادبانی

عبارات و ترکیب‌ها

yachted away

با قایق‌سواری دور شدند

yachted together

با هم قایق‌سواری کردند

yachted for fun

برای تفریح قایق‌سواری کردند

yachted in style

با وقار قایق‌سواری کردند

yachted last summer

قایق‌سواری کردند تابستان گذشته

yachted with friends

با دوستان قایق‌سواری کردند

yachted on weekends

در آخر هفته‌ها قایق‌سواری کردند

yachted around

در اطراف قایق‌سواری کردند

yachted during holidays

در تعطیلات قایق‌سواری کردند

yachted at sunset

در هنگام غروب آفتاب قایق‌سواری کردند

جملات نمونه

we yachted along the beautiful coastline.

ما در امتداد خط ساحلی زیبا قایق‌سواری کردیم.

they yachted to the nearby island for a weekend getaway.

آنها برای یک تعطیلات آخر هفته به جزیره نزدیک قایق‌سواری کردند.

last summer, we yachted through the mediterranean.

تابستان گذشته، ما در دریای مدیترانه قایق‌سواری کردیم.

he yachted with friends to celebrate his birthday.

او با دوستان قایق‌سواری کرد تا تولدش را جشن بگیرد.

they yachted around the bay, enjoying the sunset.

آنها در اطراف خلیج قایق‌سواری کردند و از غروب لذت بردند.

we yachted for hours, exploring hidden coves.

ما ساعت‌ها قایق‌سواری کردیم و خلیج‌های پنهان را کشف کردیم.

during the vacation, we yachted every day.

در طول تعطیلات، ما هر روز قایق‌سواری کردیم.

she yachted across the lake, feeling the breeze.

او از روی دریاچه قایق‌سواری کرد و نسیم را احساس کرد.

the couple yachted together, creating unforgettable memories.

آنها با هم قایق‌سواری کردند و خاطرات فراموش‌نشدنی ساختند.

we yachted at dawn, watching the world wake up.

ما در سپیده دم قایق‌سواری کردیم و تماشاگر بیدار شدن دنیا بودیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید