yashmak

[ایالات متحده]/jæʃˈmæk/
[بریتانیا]/jæʃˈmæk/

ترجمه

n. حجابی که توسط برخی از زنان مسلمان پوشیده می‌شود؛ یک حجابی دوگانه
Word Forms
جمعyashmaks

عبارات و ترکیب‌ها

wearing a yashmak

پوشیدن یاشماق

yashmak style

سبک یاشماق

yashmak fashion

مد یاشماق

yashmak tradition

آداب و رسوم یاشماق

yashmak culture

فرهنگ یاشماق

yashmak beauty

زیبایی یاشماق

yashmak design

طراحی یاشماق

yashmak elegance

ظرافت یاشماق

yashmak accessory

لوازم جانبی یاشماق

yashmak history

تاریخچه یاشماق

جملات نمونه

she wore a yashmak to cover her face.

او یک یاشماق به منظور پوشاندن چهره‌اش به تن کرد.

the yashmak is a traditional garment in some cultures.

یاشماق یک لباس سنتی در برخی از فرهنگ‌ها است.

many women choose to wear a yashmak for modesty.

بسیاری از زنان انتخاب می‌کنند که به دلیل وقار یک یاشماق بپوشند.

he admired the intricate designs on her yashmak.

او طراحی‌های پیچیده روی یاشماق او را تحسین کرد.

the yashmak can be made from various materials.

یاشماق را می‌توان از مواد مختلف تهیه کرد.

she adjusted her yashmak before stepping outside.

او قبل از خروج از خانه یاشماق خود را تنظیم کرد.

in some regions, wearing a yashmak is a cultural norm.

در برخی مناطق، پوشیدن یاشماق یک هنجار فرهنگی است.

the yashmak symbolizes tradition and heritage.

یاشماق نماد سنت و فرهنگ است.

she felt a sense of pride wearing her yashmak.

او احساس غرور می‌کرد در حالی که یاشماقش را می‌پوشید.

he took a photograph of her in her beautiful yashmak.

او از او در یاشماق زیبایش عکس گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید