yauped

[ایالات متحده]/jɔːpt/
[بریتانیا]/jɔːpt/

ترجمه

n. صدای بلند؛ فریاد
vi. با صدای بلند فریاد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

yauped up

یائپید بالا

yauped out

یائپید بیرون

yauped around

یائپید اطراف

yauped off

یائپید خاموش

yauped in

یائپید داخل

yauped down

یائپید پایین

yauped over

یائپید روی

yauped on

یائپید روشن

yauped through

یائپید از طریق

yauped along

یائپید در طول

جملات نمونه

he was yauped by his friends for the surprise party.

او توسط دوستانش برای مهمانی غافلگیری تشویق شد.

she felt yauped into making a decision too quickly.

او احساس کرد که خیلی سریع برای تصمیم گیری تحت فشار قرار گرفته است.

they yauped their plans for the weekend.

آنها برنامه‌های آخر هفته خود را تشویق کردند.

after being yauped, he realized he needed to be more assertive.

بعد از تشویق شدن، او متوجه شد که باید قاطع تر باشد.

the team was yauped into working overtime.

تیم برای اضافه کاری تحت فشار قرار گرفت.

she felt yauped into attending the meeting.

او احساس کرد که برای شرکت در جلسه تحت فشار قرار گرفته است.

he was yauped into joining the club by his classmates.

او توسط همکلاسی هایش برای پیوستن به باشگاه تشویق شد.

they were yauped into a group project without much choice.

آنها بدون اینکه زیاد حق انتخاب داشته باشند، برای یک پروژه گروهی تشویق شدند.

she felt she was yauped into a commitment she wasn't ready for.

او احساس کرد که برای تعهدی که آمادگی نداشت، تحت فشار قرار گرفته است.

he was yauped into helping with the event planning.

او برای کمک به برنامه ریزی رویداد تشویق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید