yauped up
یائپید بالا
yauped out
یائپید بیرون
yauped around
یائپید اطراف
yauped off
یائپید خاموش
yauped in
یائپید داخل
yauped down
یائپید پایین
yauped over
یائپید روی
yauped on
یائپید روشن
yauped through
یائپید از طریق
yauped along
یائپید در طول
he was yauped by his friends for the surprise party.
او توسط دوستانش برای مهمانی غافلگیری تشویق شد.
she felt yauped into making a decision too quickly.
او احساس کرد که خیلی سریع برای تصمیم گیری تحت فشار قرار گرفته است.
they yauped their plans for the weekend.
آنها برنامههای آخر هفته خود را تشویق کردند.
after being yauped, he realized he needed to be more assertive.
بعد از تشویق شدن، او متوجه شد که باید قاطع تر باشد.
the team was yauped into working overtime.
تیم برای اضافه کاری تحت فشار قرار گرفت.
she felt yauped into attending the meeting.
او احساس کرد که برای شرکت در جلسه تحت فشار قرار گرفته است.
he was yauped into joining the club by his classmates.
او توسط همکلاسی هایش برای پیوستن به باشگاه تشویق شد.
they were yauped into a group project without much choice.
آنها بدون اینکه زیاد حق انتخاب داشته باشند، برای یک پروژه گروهی تشویق شدند.
she felt she was yauped into a commitment she wasn't ready for.
او احساس کرد که برای تعهدی که آمادگی نداشت، تحت فشار قرار گرفته است.
he was yauped into helping with the event planning.
او برای کمک به برنامه ریزی رویداد تشویق شد.
yauped up
یائپید بالا
yauped out
یائپید بیرون
yauped around
یائپید اطراف
yauped off
یائپید خاموش
yauped in
یائپید داخل
yauped down
یائپید پایین
yauped over
یائپید روی
yauped on
یائپید روشن
yauped through
یائپید از طریق
yauped along
یائپید در طول
he was yauped by his friends for the surprise party.
او توسط دوستانش برای مهمانی غافلگیری تشویق شد.
she felt yauped into making a decision too quickly.
او احساس کرد که خیلی سریع برای تصمیم گیری تحت فشار قرار گرفته است.
they yauped their plans for the weekend.
آنها برنامههای آخر هفته خود را تشویق کردند.
after being yauped, he realized he needed to be more assertive.
بعد از تشویق شدن، او متوجه شد که باید قاطع تر باشد.
the team was yauped into working overtime.
تیم برای اضافه کاری تحت فشار قرار گرفت.
she felt yauped into attending the meeting.
او احساس کرد که برای شرکت در جلسه تحت فشار قرار گرفته است.
he was yauped into joining the club by his classmates.
او توسط همکلاسی هایش برای پیوستن به باشگاه تشویق شد.
they were yauped into a group project without much choice.
آنها بدون اینکه زیاد حق انتخاب داشته باشند، برای یک پروژه گروهی تشویق شدند.
she felt she was yauped into a commitment she wasn't ready for.
او احساس کرد که برای تعهدی که آمادگی نداشت، تحت فشار قرار گرفته است.
he was yauped into helping with the event planning.
او برای کمک به برنامه ریزی رویداد تشویق شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید