yawed left
چرخش ناگهانی به سمت چپ
yawed right
چرخش ناگهانی به سمت راست
yawed suddenly
چرخش ناگهانی
yawed sharply
چرخش تند
yawed slightly
چرخش ملایم
yawed awkwardly
چرخش دست و پا چلفتی
yawed unexpectedly
چرخش غیرمنتظره
yawed violently
چرخش شدید
yawed gracefully
چرخش با ظرافت
yawed continuously
چرخش مداوم
the plane yawed unexpectedly during the turbulence.
هواپیما در حین تلاطم به طور غیرمنتظرهای دچار چرخش شد.
as the boat yawed, we struggled to maintain our balance.
همانطور که قایق دچار چرخش شد، ما برای حفظ تعادل خود تلاش کردیم.
the car yawed sharply, causing the driver to lose control.
ماشین به طور ناگهانی دچار چرخش شد و باعث از دست دادن کنترل راننده شد.
he noticed that the drone had yawed off its intended path.
او متوجه شد که پهپاد از مسیر مورد نظر خود منحرف شده است.
the ship yawed as the waves crashed against its hull.
کشتی در حالی که امواج به بدنه آن برخورد میکردند، دچار چرخش شد.
during the test flight, the aircraft yawed to the left.
در طول آزمایش پرواز، هواپیما به سمت چپ دچار چرخش شد.
the pilot quickly corrected the yawed position of the aircraft.
خلبان به سرعت موقعیت چرخش هواپیما را تصحیح کرد.
the vehicle yawed due to the slippery road conditions.
به دلیل شرایط لغزنده جاده، وسیله نقلیه دچار چرخش شد.
he felt the car yaw as he took the sharp turn.
وقتی گردش تند را انجام داد، احساس کرد که ماشین دچار چرخش میشود.
the helicopter yawed while hovering in the air.
هواپیمای بالگرد در حالی که در هوا معلق بود، دچار چرخش شد.
yawed left
چرخش ناگهانی به سمت چپ
yawed right
چرخش ناگهانی به سمت راست
yawed suddenly
چرخش ناگهانی
yawed sharply
چرخش تند
yawed slightly
چرخش ملایم
yawed awkwardly
چرخش دست و پا چلفتی
yawed unexpectedly
چرخش غیرمنتظره
yawed violently
چرخش شدید
yawed gracefully
چرخش با ظرافت
yawed continuously
چرخش مداوم
the plane yawed unexpectedly during the turbulence.
هواپیما در حین تلاطم به طور غیرمنتظرهای دچار چرخش شد.
as the boat yawed, we struggled to maintain our balance.
همانطور که قایق دچار چرخش شد، ما برای حفظ تعادل خود تلاش کردیم.
the car yawed sharply, causing the driver to lose control.
ماشین به طور ناگهانی دچار چرخش شد و باعث از دست دادن کنترل راننده شد.
he noticed that the drone had yawed off its intended path.
او متوجه شد که پهپاد از مسیر مورد نظر خود منحرف شده است.
the ship yawed as the waves crashed against its hull.
کشتی در حالی که امواج به بدنه آن برخورد میکردند، دچار چرخش شد.
during the test flight, the aircraft yawed to the left.
در طول آزمایش پرواز، هواپیما به سمت چپ دچار چرخش شد.
the pilot quickly corrected the yawed position of the aircraft.
خلبان به سرعت موقعیت چرخش هواپیما را تصحیح کرد.
the vehicle yawed due to the slippery road conditions.
به دلیل شرایط لغزنده جاده، وسیله نقلیه دچار چرخش شد.
he felt the car yaw as he took the sharp turn.
وقتی گردش تند را انجام داد، احساس کرد که ماشین دچار چرخش میشود.
the helicopter yawed while hovering in the air.
هواپیمای بالگرد در حالی که در هوا معلق بود، دچار چرخش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید