yawed

[ایالات متحده]/jɔːd/
[بریتانیا]/jɔd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته participle از yaw

عبارات و ترکیب‌ها

yawed left

چرخش ناگهانی به سمت چپ

yawed right

چرخش ناگهانی به سمت راست

yawed suddenly

چرخش ناگهانی

yawed sharply

چرخش تند

yawed slightly

چرخش ملایم

yawed awkwardly

چرخش دست و پا چلفتی

yawed unexpectedly

چرخش غیرمنتظره

yawed violently

چرخش شدید

yawed gracefully

چرخش با ظرافت

yawed continuously

چرخش مداوم

جملات نمونه

the plane yawed unexpectedly during the turbulence.

هواپیما در حین تلاطم به طور غیرمنتظره‌ای دچار چرخش شد.

as the boat yawed, we struggled to maintain our balance.

همانطور که قایق دچار چرخش شد، ما برای حفظ تعادل خود تلاش کردیم.

the car yawed sharply, causing the driver to lose control.

ماشین به طور ناگهانی دچار چرخش شد و باعث از دست دادن کنترل راننده شد.

he noticed that the drone had yawed off its intended path.

او متوجه شد که پهپاد از مسیر مورد نظر خود منحرف شده است.

the ship yawed as the waves crashed against its hull.

کشتی در حالی که امواج به بدنه آن برخورد می‌کردند، دچار چرخش شد.

during the test flight, the aircraft yawed to the left.

در طول آزمایش پرواز، هواپیما به سمت چپ دچار چرخش شد.

the pilot quickly corrected the yawed position of the aircraft.

خلبان به سرعت موقعیت چرخش هواپیما را تصحیح کرد.

the vehicle yawed due to the slippery road conditions.

به دلیل شرایط لغزنده جاده، وسیله نقلیه دچار چرخش شد.

he felt the car yaw as he took the sharp turn.

وقتی گردش تند را انجام داد، احساس کرد که ماشین دچار چرخش می‌شود.

the helicopter yawed while hovering in the air.

هواپیمای بالگرد در حالی که در هوا معلق بود، دچار چرخش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید