yellowest

[ایالات متحده]/ˈjɛl.əʊ.ɪst/
[بریتانیا]/ˈjɛl.oʊ.ɪst/

ترجمه

adj. زردترین در رنگ؛ دارای سایه یا رنگ زردی

عبارات و ترکیب‌ها

yellowest flower

زردترین گل

yellowest sun

زردترین خورشید

yellowest paint

زردترین رنگ

yellowest lemon

زردترین لیمو

yellowest banana

زردترین موز

yellowest bird

زردترین پرنده

yellowest dress

زردترین لباس

yellowest wall

زردترین دیوار

yellowest car

زردترین ماشین

yellowest fruit

زردترین میوه

جملات نمونه

the yellowest flower in the garden attracts the most bees.

زردترین گل در باغ بیشترین تعداد زنبورها را به خود جذب می‌کند.

this is the yellowest shirt i own.

این زردترین پیراهنی است که من دارم.

she painted the yellowest room in the house.

او زردترین اتاق را در خانه نقاشی کرد.

he always chooses the yellowest bananas at the store.

او همیشه موزهای زرد را در مغازه انتخاب می‌کند.

the yellowest leaves fall first in autumn.

زردترین برگ‌ها اول از همه در پاییز می‌افتند.

they picked the yellowest apples from the tree.

آنها زردترین سیب‌ها را از درخت چیدند.

in the painting, the yellowest sun shines brightly.

در نقاشی، زردترین خورشید به شدت می‌درخشد.

the yellowest school bus drove by our house.

زردترین اتوبوس مدرسه از کنار خانه‌مان عبور کرد.

she wore the yellowest dress to the party.

او زردترین لباس را به مهمانی پوشید.

the yellowest butter makes the best cookies.

بهترین کوکی‌ها با کره زرد درست می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید