yipped in excitement
با هیجان پارس کرد
yipped with joy
با خوشحالی پارس کرد
yipped at strangers
به غریبه ها پارس کرد
yipped for attention
برای جلب توجه پارس کرد
yipped in surprise
با تعجب پارس کرد
yipped during play
در حین بازی پارس کرد
yipped with glee
با شادی پارس کرد
yipped in delight
با لذت پارس کرد
yipped for food
برای غذا پارس کرد
the dog yipped excitedly when it saw its owner.
سگ با هیجان و شادی هنگام دیدن صاحبش پارس کرد.
she yipped in surprise when the balloon popped.
او با تعجب پارس کرد وقتی که بادکنک ترکید.
the puppy yipped for attention during the training session.
سگ بچه برای جلب توجه در طول جلسه آموزشی پارس کرد.
he yipped in joy after winning the game.
او با خوشحالی بعد از بردن بازی پارس کرد.
as the cat approached, the dog yipped in warning.
همانطور که گربه نزدیک می شد، سگ به عنوان هشدار پارس کرد.
the children yipped with delight at the fireworks.
کودکان با خوشحالی به آتش بازی ها پارس کردند.
she yipped nervously during the haunted house tour.
او با اضطراب در طول تور خانه ارواط پارس کرد.
the little dog yipped when it got its paw stepped on.
سگ کوچولو وقتی پنجه اش زیر پا له شد پارس کرد.
they yipped with excitement as the roller coaster took off.
آنها با هیجان پارس کردند وقتی که قطار کوکی شروع به حرکت کرد.
the fox yipped in the distance, signaling the start of the hunt.
روباه در دوردست پارس کرد و نشان دهنده شروع شکار بود.
yipped in excitement
با هیجان پارس کرد
yipped with joy
با خوشحالی پارس کرد
yipped at strangers
به غریبه ها پارس کرد
yipped for attention
برای جلب توجه پارس کرد
yipped in surprise
با تعجب پارس کرد
yipped during play
در حین بازی پارس کرد
yipped with glee
با شادی پارس کرد
yipped in delight
با لذت پارس کرد
yipped for food
برای غذا پارس کرد
the dog yipped excitedly when it saw its owner.
سگ با هیجان و شادی هنگام دیدن صاحبش پارس کرد.
she yipped in surprise when the balloon popped.
او با تعجب پارس کرد وقتی که بادکنک ترکید.
the puppy yipped for attention during the training session.
سگ بچه برای جلب توجه در طول جلسه آموزشی پارس کرد.
he yipped in joy after winning the game.
او با خوشحالی بعد از بردن بازی پارس کرد.
as the cat approached, the dog yipped in warning.
همانطور که گربه نزدیک می شد، سگ به عنوان هشدار پارس کرد.
the children yipped with delight at the fireworks.
کودکان با خوشحالی به آتش بازی ها پارس کردند.
she yipped nervously during the haunted house tour.
او با اضطراب در طول تور خانه ارواط پارس کرد.
the little dog yipped when it got its paw stepped on.
سگ کوچولو وقتی پنجه اش زیر پا له شد پارس کرد.
they yipped with excitement as the roller coaster took off.
آنها با هیجان پارس کردند وقتی که قطار کوکی شروع به حرکت کرد.
the fox yipped in the distance, signaling the start of the hunt.
روباه در دوردست پارس کرد و نشان دهنده شروع شکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید