yipped

[ایالات متحده]/jɪpt/
[بریتانیا]/jɪpt/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی yip; پارس کردن یا فریاد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

yipped in excitement

با هیجان پارس کرد

yipped with joy

با خوشحالی پارس کرد

yipped at strangers

به غریبه ها پارس کرد

yipped for attention

برای جلب توجه پارس کرد

yipped in surprise

با تعجب پارس کرد

yipped during play

در حین بازی پارس کرد

yipped with glee

با شادی پارس کرد

yipped in delight

با لذت پارس کرد

yipped for food

برای غذا پارس کرد

جملات نمونه

the dog yipped excitedly when it saw its owner.

سگ با هیجان و شادی هنگام دیدن صاحبش پارس کرد.

she yipped in surprise when the balloon popped.

او با تعجب پارس کرد وقتی که بادکنک ترکید.

the puppy yipped for attention during the training session.

سگ بچه برای جلب توجه در طول جلسه آموزشی پارس کرد.

he yipped in joy after winning the game.

او با خوشحالی بعد از بردن بازی پارس کرد.

as the cat approached, the dog yipped in warning.

همانطور که گربه نزدیک می شد، سگ به عنوان هشدار پارس کرد.

the children yipped with delight at the fireworks.

کودکان با خوشحالی به آتش بازی ها پارس کردند.

she yipped nervously during the haunted house tour.

او با اضطراب در طول تور خانه ارواط پارس کرد.

the little dog yipped when it got its paw stepped on.

سگ کوچولو وقتی پنجه اش زیر پا له شد پارس کرد.

they yipped with excitement as the roller coaster took off.

آنها با هیجان پارس کردند وقتی که قطار کوکی شروع به حرکت کرد.

the fox yipped in the distance, signaling the start of the hunt.

روباه در دوردست پارس کرد و نشان دهنده شروع شکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید