yolky

[ایالات متحده]/ˈjəʊlki/
[بریتانیا]/ˈjoʊlki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زرد رنگ یا مشابه قسمت زرد تخم مرغ؛ حاوی یا غنی از زرده؛ دارای بافت چرب یا روغنی؛ (بریتانیا) دارای چربی پشم
Word Forms
جمعyolkys

عبارات و ترکیب‌ها

yolky egg

تخم زردچوه‌ای

yolky center

مرکز زردچوه‌ای

yolky texture

بافت زردچوه‌ای

yolky flavor

طعم زردچوه‌ای

yolky filling

مواد پرکننده زردچوه‌ای

yolky sauce

سس زردچوه‌ای

yolky mixture

مخلوط زردچوه‌ای

yolky consistency

غِلظت زردچوه‌ای

yolky goodness

خوب بودن زردچوه‌ای

yolky richness

غنای زردچوه‌ای

جملات نمونه

the yolky center of the egg is rich in nutrients.

مرکز زردچشمی تخم مرغ سرشار از مواد مغذی است.

she prefers her eggs yolky and runny.

او ترجیح می دهد تخم مرغ هایش زردچشمی و آبکی باشند.

the yolky texture adds creaminess to the dish.

بافت زردچشمی به غذا لطافت می بخشد.

yolky sauces are often used in gourmet cooking.

سس های زردچشمی اغلب در آشپزی گورو استفاده می شوند.

he made a yolky pasta sauce that was delicious.

او یک سس پاستای زردچشمی درست کرد که خوشمزه بود.

the chef demonstrated how to create a yolky dressing.

سرآشپز نحوه تهیه یک سس زردچشمی را نشان داد.

yolky desserts can be very indulgent.

دسر های زردچشمی می توانند بسیار لذت بخش باشند.

they served a yolky dip with fresh vegetables.

آنها یک دیپ زردچشمی با سبزیجات تازه سرو کردند.

her favorite breakfast includes yolky eggs and toast.

صبحانه مورد علاقه او شامل تخم مرغ های زردچشمی و تست است.

the recipe calls for a yolky mixture of ingredients.

دستور العمل به یک مخلوط زردچشمی از مواد نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید