yowled

[ایالات متحده]/jaʊld/
[بریتانیا]/jaʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای بلند ناله یا زوزه کردن را ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

yowled loudly

با صدای بلند غرغر کرد

yowled at night

در شب غرغر کرد

yowled in pain

از درد غرغر کرد

yowled softly

به آرامی غرغر کرد

yowled with fear

از ترس غرغر کرد

yowled for help

برای کمک غرغر کرد

yowled in delight

با خوشحالی غرغر کرد

yowled in frustration

از سر ناامیدی غرغر کرد

yowled during play

در حین بازی غرغر کرد

yowled for attention

برای جلب توجه غرغر کرد

جملات نمونه

the cat yowled loudly in the night.

گربه شب‌ها با صدای بلند زوزه می‌کشید.

when the door opened, the dog yowled in excitement.

وقتی در باز شد، سگ از هیجان زوزه کشید.

she yowled in pain after stepping on a sharp object.

او بعد از برداشتن یک جسم تیز از درد زوزه کشید.

the baby yowled until someone picked him up.

نوزاد تا زمانی که کسی او را برداشت زوزه می‌کشید.

he yowled at the top of his lungs during the concert.

او در طول کنسرت با تمام وجود زوزه کشید.

the injured animal yowled for help.

حیوان زخمی برای کمک زوزه می‌کشید.

she yowled in frustration after losing the game.

او بعد از باختن بازی از سر ناامیدی زوزه کشید.

the owl yowled eerily in the dark forest.

بوم در جنگل تاریک به طرز وهم‌آوری زوزه می‌کشید.

the children yowled with joy when they saw the puppy.

وقتی بچه‌ها توله سگ را دیدند با خوشحالی زوزه کشیدند.

he yowled in surprise when he saw the spider.

وقتی او عنکبوت را دید از تعجب زوزه کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید