| جمع | zanskaris |
zanskari language
زاسکاری زبان
zanskari people
زاسکاری مردم
zanskari culture
زاسکاری فرهنگ
speaking zanskari
زاسکاری گفتن
zanskari tradition
زاسکاری سنت
zanskari dialect
زاسکاری گویش
zanskari village
زاسکاری روستا
zanskari speakers
زاسکاری گویان
learned zanskari
زاسکاری یاد گرفته شده
zanskari heritage
زاسکاری ارث
burning zanskari during meditation creates a peaceful atmosphere.
سوزاندن زانسکاری در حین مeditation یک فضای آرام ایجاد می کند.
the monastery uses zanskari for daily rituals and ceremonies.
مонаستر از زانسکاری برای مراسم و ریتول های روزانه استفاده می کند.
traditional zanskari contains a blend of medicinal himalayan herbs.
زانسکاری سنتی حاوی مخلوطی از گیاهان دارویی هیمالیا است.
many tibetan families offer zanskari at their home altars every morning.
بیشتر خانواده های تبتی زانسکاری را در میزهای نماز خانه خود هر صبح ارائه می دهند.
premium zanskari produces a distinctive and long-lasting fragrance.
زانسکاری پریمیوم عطری منحصر به فرد و پایدار تولید می کند.
the calming scent of zanskari helps quiet the mind during practice.
عطر آرام بخش زانسکاری در حین تمرین به آرامش ذهن کمک می کند.
i bought some handcrafted zanskari from the local market yesterday.
من دیروز چند میله زانسکاری دست ساز را از بازار محلی خریداری کردم.
zanskari is considered an essential offering in tibetan buddhist tradition.
زانسکاری در سنت های بودیسم تبتی به عنوان یک ارائه ضروری در نظر گرفته می شود.
the fragrant smoke from burning zanskari purifies the sacred space.
دود عطردار از سوزاندن زانسکاری فضای مقدس را پاک می کند.
high-quality zanskari burns slowly and evenly without producing smoke.
زانسکاری با کیفیت بالا به آرامی و به طور یکنواخت سوزانده می شود و دود تولید نمی کند.
the monks carefully arranged the zanskari sticks on the altar.
راهبین به دقت میله های زانسکاری را روی میز نماز قرار دادند.
ancient recipes for making zanskari have been passed down for generations.
تاریخی رецیپت های ساخت زانسکاری از نسل به نسل منتقل شده است.
zanskari language
زاسکاری زبان
zanskari people
زاسکاری مردم
zanskari culture
زاسکاری فرهنگ
speaking zanskari
زاسکاری گفتن
zanskari tradition
زاسکاری سنت
zanskari dialect
زاسکاری گویش
zanskari village
زاسکاری روستا
zanskari speakers
زاسکاری گویان
learned zanskari
زاسکاری یاد گرفته شده
zanskari heritage
زاسکاری ارث
burning zanskari during meditation creates a peaceful atmosphere.
سوزاندن زانسکاری در حین مeditation یک فضای آرام ایجاد می کند.
the monastery uses zanskari for daily rituals and ceremonies.
مонаستر از زانسکاری برای مراسم و ریتول های روزانه استفاده می کند.
traditional zanskari contains a blend of medicinal himalayan herbs.
زانسکاری سنتی حاوی مخلوطی از گیاهان دارویی هیمالیا است.
many tibetan families offer zanskari at their home altars every morning.
بیشتر خانواده های تبتی زانسکاری را در میزهای نماز خانه خود هر صبح ارائه می دهند.
premium zanskari produces a distinctive and long-lasting fragrance.
زانسکاری پریمیوم عطری منحصر به فرد و پایدار تولید می کند.
the calming scent of zanskari helps quiet the mind during practice.
عطر آرام بخش زانسکاری در حین تمرین به آرامش ذهن کمک می کند.
i bought some handcrafted zanskari from the local market yesterday.
من دیروز چند میله زانسکاری دست ساز را از بازار محلی خریداری کردم.
zanskari is considered an essential offering in tibetan buddhist tradition.
زانسکاری در سنت های بودیسم تبتی به عنوان یک ارائه ضروری در نظر گرفته می شود.
the fragrant smoke from burning zanskari purifies the sacred space.
دود عطردار از سوزاندن زانسکاری فضای مقدس را پاک می کند.
high-quality zanskari burns slowly and evenly without producing smoke.
زانسکاری با کیفیت بالا به آرامی و به طور یکنواخت سوزانده می شود و دود تولید نمی کند.
the monks carefully arranged the zanskari sticks on the altar.
راهبین به دقت میله های زانسکاری را روی میز نماز قرار دادند.
ancient recipes for making zanskari have been passed down for generations.
تاریخی رецیپت های ساخت زانسکاری از نسل به نسل منتقل شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید