zapped away
بیرون رفت
zapped out
بیرون رفت
zapped up
به بالا رفت
zapped in
وارد شد
zapped down
به پایین رفت
zapped off
خاموش شد
zapped over
از روی آن
zapped back
بازگشت
zapped through
از میان آن
the magician zapped the rabbit out of the hat.
جادوگر خرگوش را از کلاه بیرون کرد.
my phone battery got zapped after playing games all day.
باتری تلفن من بعد از بازی کردن تمام روز تخلیه شد.
the lightning zapped the tree during the storm.
در طول طوفان، صاعقه درخت را زد.
she felt zapped after running the marathon.
او بعد از دویدن ماراتن احساس خستگی کرد.
he zapped through the channels looking for something to watch.
او کانالها را برای پیدا کردن چیزی برای تماشا عوض کرد.
the energy drink zapped him back to life.
نوشیدنی انرژی او را به زندگی بازگرداند.
she zapped a quick email to her boss.
او یک ایمیل سریع برای رئیسش ارسال کرد.
the robot zapped the dirt off the floor.
ربات خاک را از روی زمین پاک کرد.
he felt zapped after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری احساس خستگی کرد.
the kids zapped their way through the video game.
کودکان با سرعت از بازی ویدیویی عبور کردند.
zapped away
بیرون رفت
zapped out
بیرون رفت
zapped up
به بالا رفت
zapped in
وارد شد
zapped down
به پایین رفت
zapped off
خاموش شد
zapped over
از روی آن
zapped back
بازگشت
zapped through
از میان آن
the magician zapped the rabbit out of the hat.
جادوگر خرگوش را از کلاه بیرون کرد.
my phone battery got zapped after playing games all day.
باتری تلفن من بعد از بازی کردن تمام روز تخلیه شد.
the lightning zapped the tree during the storm.
در طول طوفان، صاعقه درخت را زد.
she felt zapped after running the marathon.
او بعد از دویدن ماراتن احساس خستگی کرد.
he zapped through the channels looking for something to watch.
او کانالها را برای پیدا کردن چیزی برای تماشا عوض کرد.
the energy drink zapped him back to life.
نوشیدنی انرژی او را به زندگی بازگرداند.
she zapped a quick email to her boss.
او یک ایمیل سریع برای رئیسش ارسال کرد.
the robot zapped the dirt off the floor.
ربات خاک را از روی زمین پاک کرد.
he felt zapped after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری احساس خستگی کرد.
the kids zapped their way through the video game.
کودکان با سرعت از بازی ویدیویی عبور کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید