jolted awake
ناگهان از خواب بیدار شد
jolted forward
ناگهان به جلو رانده شد
jolted back
ضربه خوردن به عقب
jolted suddenly
ناگهانی به لرزه افتادن
jolted violently
به شدت به لرزه افتادن
jolted into action
ناگهان وارد عمل شد
jolted by shock
به دلیل شوک به لرزه افتادن
jolted in place
در همان جا به لرزه افتادن
jolted from sleep
ناگهان از خواب بیدار شدن
the sudden noise jolted me awake.
صدای ناگهانی مرا از خواب بیدار کرد.
the car jolted as it hit the pothole.
ماشین با برخورد به چال، تکان خورد.
she was jolted by the shocking news.
او با شنیدن این خبر تکان دهنده شوکه شد.
the roller coaster jolted us with every twist.
قطار کوستر با هر پیچ و خم ما را تکان میداد.
the earthquake jolted the entire city.
زلزله کل شهر را به لرزه درآورد.
his sudden arrival jolted me out of my thoughts.
ظهور ناگهانی او مرا از افکارم بیرون آورد.
the unexpected turn of events jolted everyone.
برگشت غیرمنتظره رویدادها همه را تکان داد.
the loud bang jolted the audience into silence.
صدای بلند تماشاچیان را به سکوت کشاند.
the power outage jolted the machinery to a stop.
قطع برق باعث توقف ماشین آلات شد.
she felt jolted by the unexpected compliment.
او با دریافت این تعریف غیرمنتظره شوکه شد.
jolted awake
ناگهان از خواب بیدار شد
jolted forward
ناگهان به جلو رانده شد
jolted back
ضربه خوردن به عقب
jolted suddenly
ناگهانی به لرزه افتادن
jolted violently
به شدت به لرزه افتادن
jolted into action
ناگهان وارد عمل شد
jolted by shock
به دلیل شوک به لرزه افتادن
jolted in place
در همان جا به لرزه افتادن
jolted from sleep
ناگهان از خواب بیدار شدن
the sudden noise jolted me awake.
صدای ناگهانی مرا از خواب بیدار کرد.
the car jolted as it hit the pothole.
ماشین با برخورد به چال، تکان خورد.
she was jolted by the shocking news.
او با شنیدن این خبر تکان دهنده شوکه شد.
the roller coaster jolted us with every twist.
قطار کوستر با هر پیچ و خم ما را تکان میداد.
the earthquake jolted the entire city.
زلزله کل شهر را به لرزه درآورد.
his sudden arrival jolted me out of my thoughts.
ظهور ناگهانی او مرا از افکارم بیرون آورد.
the unexpected turn of events jolted everyone.
برگشت غیرمنتظره رویدادها همه را تکان داد.
the loud bang jolted the audience into silence.
صدای بلند تماشاچیان را به سکوت کشاند.
the power outage jolted the machinery to a stop.
قطع برق باعث توقف ماشین آلات شد.
she felt jolted by the unexpected compliment.
او با دریافت این تعریف غیرمنتظره شوکه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید