zeroed in
تمرکز کرد
zeroed out
به صفر رساند
zeroed score
امتیاز صفر
zeroed approach
رویکرد صفر
zeroed settings
تنظیمات صفر
zeroed values
مقادیر صفر
zeroed balance
ماندارو صفر
zeroed account
حساب صفر
zeroed targets
اهداف صفر
zeroed results
نتایج صفر
the accountant zeroed the budget for the next quarter.
محاسب بودجه برای فصل بعد را به صفر رساند.
after the update, the system zeroed all previous settings.
پس از بهروزرسانی، سیستم تمام تنظیمات قبلی را به صفر برگرداند.
she zeroed in on the main issue during the meeting.
او در طول جلسه بر روی مسئله اصلی تمرکز کرد.
the technician zeroed out the error codes from the machine.
تکنسین کدهای خطا را از دستگاه پاک کرد.
he zeroed his score after missing the final shot.
او امتیاز خود را پس از از دست دادن شوت نهایی به صفر رساند.
the team zeroed in on their target market for the new product.
تیم بر روی بازار هدف خود برای محصول جدید تمرکز کرد.
after the reset, the device was zeroed and ready for use.
پس از بازنشانی، دستگاه به صفر بازگشت و آماده استفاده بود.
she zeroed her focus to improve her performance.
او تمرکز خود را برای بهبود عملکردش متمرکز کرد.
the coach zeroed in on the players' weaknesses.
مربی بر نقاط ضعف بازیکنان تمرکز کرد.
the project manager zeroed the timeline to start fresh.
مدیر پروژه جدول زمانی را برای شروع مجدد به صفر رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید