zit

[ایالات متحده]/zɪt/
[بریتانیا]/zɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جوش کوچک یا آکنه

عبارات و ترکیب‌ها

pop a zit

بیرون انداختن جوش

zit cream

کرم جوش

zit remover

جوش‌گیری

big zit

جوش بزرگ

whitehead zit

جوش سرسفید

zit treatment

درمان جوش

zit patch

چسب جوش

zit face

صورت جوشی

zit outbreak

آبله جوشی

zit scars

جای جوش

جملات نمونه

he had a zit on his chin before the big date.

او قبل از قرار مهم، یک جوش روی چانه‌اش داشت.

she tried to cover the zit with makeup.

او سعی کرد جوش را با آرایش بپوشاند.

don't pop that zit; it will leave a scar.

آن جوش را نچینید؛ باعث ایجاد جای زخم می‌شود.

he felt self-conscious about the zit on his forehead.

او در مورد جوشی که روی پیشانی‌اش داشت، احساس ناامنی می‌کرد.

using the right skincare can help prevent zits.

استفاده از محصولات مراقبت از پوست مناسب می‌تواند به پیشگیری از جوش‌ها کمک کند.

she noticed a zit forming before her period.

او متوجه شد که قبل از قاعدگی‌اش، جوشی در حال شکل‌گیری است.

he joked about the zit being his new friend.

او به شوخی گفت که جوش دوست جدیدش است.

applying ice can reduce the swelling of a zit.

استفاده از یخ می‌تواند باعث کاهش تورم جوش شود.

she was embarrassed to go out with a big zit on her nose.

او از اینکه با یک جوش بزرگ روی بینی‌اش بیرون برود، خجالت می‌کشید.

he asked the dermatologist for advice on treating zits.

او از متخصص پوست در مورد نحوه درمان جوش‌ها مشورت گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید