zomby

[ایالات متحده]/ˈzɒmbi/
[بریتانیا]/ˈzɑːmbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حالت بودن یخ‌زده یا متوقف شده در حالت زامبی، به ویژه به فرآیندهای متوقف شده اشاره می‌کند که در حافظه سیستم باقی مانده‌اند بدون تمیز کردن مناسب
adj. توصیف کردن چیزی که در حالت یخ‌زده، متوقف یا زامبی‌مانند است با هیچ فعالیت یا پاسخی
Word Forms
جمعzombies

جملات نمونه

the zombie apocalypse has begun, and the city is descending into chaos.

پس از شروع فساد زومبی، شهر به سوی آشوب فروپاشیده است.

a massive horde of zombies is approaching the abandoned hospital where survivors are hiding.

یک گروه بزرگ زومبی به بیمارستان ترکیده شده که در آنجا افراد نجات یافته پنهان شده اند، نزدیک می شود.

scientists are desperately racing against time to develop a cure for the deadly zombie virus.

دانشمندان با تمام توان در برابر زمان به دنبال توسعه درمانی برای ویروس مرگبار زومبی هستند.

we watched a classic zombie movie with buckets of fake blood and jump scares last friday.

ما یک فیلم کلاسیک زومبی را با لیترهای خون مصنوعی و شوک های ناگهانی در پنجشنبه گذشته دیدیم.

over ten thousand people dressed in torn clothes participated in the annual zombie walk through downtown.

بیش از ده هزار نفر که لباس های شکسته داشتند در راهپیمایی سالانه زومبی از مرکز شهر شرکت کردند.

the bite victim started showing zombie-like behavior within twenty-four hours.

بیمار زخم دیده در 24 ساعت اول رفتاری شبیه زومبی نشان داد.

a mysterious infection is rapidly spreading, turning innocent civilians into flesh-eating zombies.

یک عفونت مرموز به سرعت پخش می شود و افراد معمولی را به زومبی های خورشیدگر می تبدیل کند.

the government has established a fortified safe zone protected by high walls and armed guards.

دولت یک منطقه امن تقویت شده را با دیوارهای بلند و نیروهای مسلح حفاظت شده ایجاد کرده است.

military rescue teams were completely wiped out while trying to save stranded civilians.

تیم های نجات نظامی در حالی که سعی می کردند افراد محاصره شده را نجات دهند کاملاً از بین رفته اند.

zombies become more aggressive and unpredictable under the cover of darkness.

زومبی ها در تاریکی بیشتر خشن و غیرقابل پیش بینی می شوند.

pharmaceutical companies have announced a breakthrough in developing an anti-zombie vaccine.

شرکت های دارویی یک پیشرفت در توسعه واکسن ضد زومبی را اعلام کرده اند.

a shocking video showing someone's transformation into a zombie has gone viral online.

یک ویدیو شوک زا که نشان می دهد چگونه فردی به زومبی تبدیل می شود، در اینترنت گسترده شده است.

the once-bustling metropolis has become a desolate wasteland overrun by the undead.

شهری که یکبار پر فعالیت بود، به یک زمین خالی و فرامرزی تبدیل شده است که توسط اموات فراگرفته شده است.

survivors have learned to defend themselves using various weapons and survival techniques.

افراد نجات یافته یاد گرفته اند که چگونه با سلاح های مختلف و فنون بقای خود را دفاع کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید