zoocentrism

[ایالات متحده]/[ˈzuːəʊˌsɛntrɪzəm]/
[بریتانیا]/[ˈzuːoʊˌsɛntrɪzəm]/

ترجمه

n. باور به اینکه انسان‌ها عنصر مرکزی یا مهم‌ترین عامل وجود هستند؛ یک دیدگاه جهانی که انسان‌ها را بالاتر از تمام گونه‌های دیگر قرار می‌دهد و علایق انسانی را اولویت می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

zoocentrism critique

انتقاد زئووسentrیسم

avoiding zoocentrism

پرهیز از زئووسentrیسم

zoocentrism perspective

نگاه زئووسentrیسم

rejecting zoocentrism

رد زئووسentrیسم

zoocentrism bias

تمایل زئووسentrیسم

examining zoocentrism

بررسی زئووسentrیسم

challenging zoocentrism

چالش زئووسentrیسم

zoocentrism assumptions

فرضیات زئووسentrیسم

influenced by zoocentrism

تأثیر زئووسentrیسم

zoocentrism framework

چارچوب زئووسentrیسم

جملات نمونه

the philosopher's zoocentrism led him to prioritize animal well-being in all ethical considerations.

زئووسentrیسم فیلسوف او باعث شد تا در تمام در نظر گیری های اخلاقی اولویت را به رفاه حیوانات بدهد.

critics argue that zoocentrism can overlook the needs of humans and the environment.

انتقادات می گویند که زئووسentrیسم ممکن است نیازهای انسان و محیط را نادیده بگیرد.

his zoocentrism influenced his advocacy for stricter animal protection laws.

زئووسentrیسم او تأثیری بر حمایت او از قوانین حمایت از حیوانات سخت تر داشت.

a strong zoocentrism shapes their approach to wildlife conservation efforts.

یک زئووسentrیسم قوی رویکرد آنها به تلاش های حفاظت از حیات وحش را شکل می دهد.

the debate centered on whether a purely zoocentric perspective was sustainable.

مباحثه حول این بود که آیا یک دیدگاه کاملاً زئووسentrیسم قابل پایداری بود.

she challenged the prevailing zoocentrism within the conservation community.

او زئووسentrیسم غالب در جامعه حفاظت را چالش می پذیرد.

his zoocentrism manifested in his passionate defense of endangered species.

زئووسentrیسم او در دفاع شیفته اش از گونه های خطر روبرو نشان داده شد.

the study explored the implications of adopting a zoocentric worldview.

این مطالعه پیامدهای اتخاذ دیدگاه جهانی زئووسentrیسم را بررسی کرد.

a nuanced understanding of zoocentrism is crucial for ethical decision-making.

فهم دقیق از زئووسentrیسم برای تصمیم گیری اخلاقی حیاتی است.

the organization's mission is rooted in a deep zoocentrism and respect for nature.

مأموریت سازمان در یک زئووسentrیسم عمیق و احترام به طبیعت ریشه دارد.

despite its merits, the limitations of zoocentrism were clearly apparent.

هر چند که مزایای آن را دارد، محدودیت های زئووسentrیسم به وضوح قابل مشاهده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید