airiness

[ایالات متحده]/ˈɛərinis/
[بریتانیا]/ˈɛrɪnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت هوا دار بودن یا سبک بودن؛ احساسی از فضا و تازگی؛ حالت غیرمادی یا غیرمحسوس بودن؛ کمبود ماده یا وزن.
Word Forms

جملات نمونه

the room felt stuffy, lacking airiness.

اتاق احساس خفقان می‌کرد و تهویه مناسب نداشت.

she appreciated the airiness of the mountain cabin.

او از طراوت کوهستانی کلبه لذت می‌برد.

a gentle breeze brought a welcome airiness to the day.

نسیم ملایمی طراوت دلپذیری را به روز آورد.

the curtains were open, allowing in plenty of airiness.

پرده‌ها باز بودند و اجازه ورود هوای تازه را می‌دادند.

she longed for the airiness of the countryside after living in the city.

پس از زندگی در شهر، او دلش برای طراوت روستاها تنگ شده بود.

his words lacked the airiness of true inspiration.

کلمات او فاقد طراوت الهام واقعی بودند.

the new apartment had a lovely airiness that she immediately fell in love with.

آپارتمان جدید دارای طراوت دلپذیری بود که او بلافاصله عاشق آن شد.

the artist aimed to capture the airiness of the summer sky in her painting.

هنرمند قصد داشت طراوت آسمان تابستان را در نقاشی خود به تصویر بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید