allotment

[ایالات متحده]/ə'lɒtm(ə)nt/
[بریتانیا]/ə'lɑtmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توزیع، واگذاری، بخش، تخصیص، سهم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

allotment of resources

تخصیص منابع

allotment of land

تخصیص زمین

allotment of time

تخصیص زمان

جملات نمونه

the allotment of ration coupons.

تخصیص کوپن رژیم غذایی

The allotment was made on Sunday.

تخصیص در روز یکشنبه انجام شد.

The sailors drank their daily allotment of rum.

ملوانان سهم روزانه خود از رم را نوشیدند.

The government decided to increase the allotment for public housing.

دولت تصمیم گرفت سهم مسکن عمومی را افزایش دهد.

Each student was given an equal allotment of time to complete the exam.

به هر دانش آموز سهم مساوی از زمان برای تکمیل امتحان داده شد.

She received a small allotment of land to grow vegetables.

او یک سهم کوچک زمین برای کاشت سبزیجات دریافت کرد.

The company made an allotment of shares to its employees.

شرکت سهمی از سهام را به کارمندان خود اختصاص داد.

The teacher made an allotment of tasks for each group of students.

معلم وظایفی را برای هر گروه از دانش آموزان تعیین کرد.

The monthly allotment of food supplies was not enough for the refugees.

سهم ماهانه مواد غذایی برای آوارگان کافی نبود.

They are waiting for the allotment of funds to start the project.

آنها منتظر تخصیص بودجه برای شروع پروژه هستند.

The committee discussed the allotment of resources for the upcoming event.

کمیته درباره تخصیص منابع برای رویداد آینده بحث کرد.

The allotment of tickets for the concert sold out quickly.

فروش بلیط‌های کنسرت به سرعت به اتمام رسید.

He managed to secure a larger allotment of time for his presentation.

او موفق شد سهم بیشتری از زمان را برای ارائه خود به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید