armistices

[ایالات متحده]/ˈɑːrmɪstɪsiz/
[بریتانیا]/ˈɑːrmɪstəˌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توافقات بین طرف‌های درگیر برای متوقف کردن موقت جنگ؛ جمع armistice

عبارات و ترکیب‌ها

observe the armistices

رعایت آتش‌بس‌ها

violations of armistices

نقض آتش‌بس‌ها

a fragile armistice

یک آتش‌بس شکننده

a long-lasting armistice

یک آتش‌بس طولانی مدت

جملات نمونه

the two nations signed multiple armistices to end the conflict.

دو ملت توافقنامه‌های متعددی را برای پایان دادن به درگیری امضا کردند.

armistices are often seen as a first step towards peace.

توافقنامه‌ها اغلب به عنوان اولین گام در جهت صلح تلقی می‌شوند.

negotiators worked tirelessly to establish lasting armistices.

مذاکره‌کنندگان بی‌وقفه برای برقراری توافقنامه‌های پایدار تلاش کردند.

history shows that armistices can be fragile.

تاریخ نشان می‌دهد که توافقنامه‌ها می‌توانند شکننده باشند.

many armistices were broken shortly after being signed.

بسیاری از توافقنامه‌ها بلافاصله پس از امضا نقض شدند.

armistices can provide a temporary respite for soldiers.

توافقنامه‌ها می‌توانند برای سربازان وقفه موقتی ایجاد کنند.

some armistices are accompanied by peace negotiations.

برخی از توافقنامه‌ها با مذاکرات صلح همراه هستند.

understanding the terms of armistices is crucial for peace.

درک شرایط توافقنامه‌ها برای صلح بسیار مهم است.

armistices require cooperation from all parties involved.

توافقنامه‌ها مستلزم همکاری از سوی همه طرف‌های درگیر است.

historical armistices have shaped the borders of many countries.

توافقنامه‌های تاریخی مرزهای بسیاری از کشورها را شکل داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید