brilliantly

[ایالات متحده]/'briljəntli/
[بریتانیا]/ˈbrɪljəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز درخشان یا برجسته؛ به طور عالی

عبارات و ترکیب‌ها

perform brilliantly

اجرا کنند به نحو احسن

shine brilliantly

درخشیدن به نحو احسن

write brilliantly

نوشتن به نحو احسن

جملات نمونه

a brilliantly sunny day

یک روز آفتابی فوق العاده

the sudden diminuendos are brilliantly effective.

کاهش‌های ناگهانی به طرز شگفت‌انگیزی موثر هستند.

you've done brilliantly raising all that lovely lolly.

شما به طرز فوق العاده ای در جمع آوری تمام آن آبنبات های زیبا موفق بوده اید.

she has rightly won laurels for this brilliantly perceptive first novel.

او به حقاً مفتخر به این رمان اول فوق العاده باهوش شده است.

Everyone played brilliantly, but Jones was the hero of the hour.

همه به طرز فوق العاده ای بازی کردند، اما جونز قهرمان ساعت بود.

The team were playing brilliantly at the start of the season but seem to have gone off the boil now.

تیم در ابتدای فصل به طرز فوق العاده ای بازی می کرد، اما به نظر می رسد که اکنون از جوش افتاده اند.

fully plumaged young bird; brightly feathered birds; brilliantly plumaged parrots.

پرنده‌ای جوان با پرهای کامل؛ پرندگان با پرهای درخشان؛ طوطی‌های با پرهای درخشان.

Any of numerous small, often brilliantly colored marine fishes of the family Scorpaenidae, most species of which have poisonous spines in the dorsal fin.

هر یک از انواع ماهی های دریایی کوچک و متعدد، اغلب با رنگ های درخشان از خانواده Scorpaenidae، بیشتر گونه ها که دارای خار سمی در باله پشتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید