circling

[ایالات متحده]/'sɝkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دایره‌زنی.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcircling

عبارات و ترکیب‌ها

flying in circles

چرخش در دایره

circling overhead

چرخش در بالای سر

circling around

چرخش به دور

جملات نمونه

they were circling Athens airport.

آنها در حال چرخیدن در اطراف فرودگاه آتن بودند.

a spotter plane circling on high.

یک هواپیمای شناسایی در حال چرخیدن در ارتفاع بالا.

a crown circling a king's head;

یک تاج در حال چرخیدن دور سر پادشاه;

sea gulls circling above the ocean.

چایچیک‌ها در حال چرخیدن بالای اقیانوس.

The birds were circling around over the lake.

پرندگان در حال چرخیدن بالای دریاچه بودند.

They saw the birds were circling again.

آنها دیدند که پرندگان دوباره در حال چرخیدن هستند.

The vultures were already circling around the dead animal.

گوشه‌ها قبلاً در حال چرخیدن در اطراف حیوان مرده بودند.

The teachers are used to circling the pupils' spelling mistakes in red ink.

معلمین عادت دارند اشتباهات املای دانش آموزان را با جوهر قرمز دایره‌ای کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید