coarsen

[ایالات متحده]/ˈkɔːsn/
[بریتانیا]/ˈkɔːrsn/

ترجمه

v. زبر کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcoarsening
شکل سوم شخص مفردcoarsens
زمان گذشتهcoarsened
قسمت سوم فعلcoarsened
جمعcoarsens

جملات نمونه

The interelectrode dielectric adopts the polypropylene film with surface coarsening which is easy to impregnate so as to enhance the reliability of high-capacity capacitor.

دی‌الکتریک بین الکترودها از فیلم پلی پروپیلن با زبری سطح استفاده می‌کند که به راحتی قابل نفوذ است تا قابلیت اطمینان خازن با ظرفیت بالا را افزایش دهد.

The rough handling will coarsen the fabric over time.

دست و پنجه نرمی پارچه را در طول زمان زبر می‌کند.

Excessive exposure to the sun can coarsen your skin.

قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید می‌تواند پوست شما را زبر کند.

Using harsh chemicals can coarsen the texture of your hair.

استفاده از مواد شیمیایی قوی می‌تواند بافت موهای شما را زبر کند.

Constant friction can coarsen the surface of the wood.

اصطکاک مداوم می‌تواند سطح چوب را زبر کند.

The lack of proper care can coarsen the appearance of leather.

نبود مراقبت مناسب می‌تواند ظاهر چرم را زبر کند.

Coarsening the language in your writing may alienate some readers.

زبر کردن لحن در نوشته‌های شما ممکن است برخی از خوانندگان را بیگانه کند.

The chef recommended adding some spices to coarsen the flavor of the dish.

سرآشپز توصیه کرد برای زبر کردن طعم غذا، ادویه‌هایی اضافه کنید.

The constant exposure to pollutants can coarsen the quality of the air.

قرار گرفتن مداوم در معرض آلاینده‌ها می‌تواند کیفیت هوا را زبر کند.

The rough handling of delicate items can coarsen their appearance.

دست و پنجه نرمی با وسایل ظریف می‌تواند ظاهر آن‌ها را زبر کند.

Using a harsh scrub can coarsen the skin on your face.

استفاده از یک اسکراب قوی می‌تواند پوست صورت شما را زبر کند.

نمونه‌های واقعی

This is coarsening our public debate.

این باعث تیره و تار شدن بحث‌های عمومی ما می‌شود.

منبع: May's Speech Compilation

It seemed to me that he had coarsened in mind as well as in appearance.

به نظر من او هم از نظر ذهنی و هم از نظر ظاهری زبر شده بود.

منبع: Magician

And Rhett's embraces coarsened her, brutalized her! Well, if Ashley thought that, she could do very well without those embraces.

و آغوش‌های رت باعث زبر شدن و وحشی شدن او شد! خب، اگر اشلی فکر می‌کرد که اینطور است، می‌توانست بدون آن آغوش‌ها بسیار خوب باشد.

منبع: Gone with the Wind

And besides, permanents tend to coarsen the hair'.

و علاوه بر این، فرها معمولاً باعث زبر شدن موها می‌شوند.

منبع: The heart is a lonely hunter.

The fibre of my mind coarsened and my eyes grew miserably keen.

الیاف ذهنم زبر شد و چشمانم به طرز غم انگیزی تیز شدند.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

Long years of inaction had coarsened the lines of her figure, but at some period it must have been beautiful, and was still full and voluptuous.

سال‌ها بی‌عملی خطوط اندام او را زبر کرده بود، اما در دوره‌ای زیبا بوده و هنوز هم پر و خوش‌نما بود.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید