harshen

[ایالات متحده]/'hɑːʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'hɑrʃən/

ترجمه

v. خشن یا زبر کردن؛ ویران کردن

عبارات و ترکیب‌ها

harshen rules

قوانین هارشن

harshen measures

اقدامات هارشن

harshen penalties

جریمه‌های هارشن

harshen standards

استانداردهای هارشن

harshen policies

خط‌مشی‌های هارشن

harshen conditions

شرایط هارشن

harshen laws

قوانین هارشن

harshen enforcement

اجرای هارشن

harshen guidelines

دستورالعمل‌های هارشن

harshen tactics

تاکتیک‌های هارشن

جملات نمونه

the new policy may harshen the working conditions for employees.

ممکن است سیاست جدید شرایط کاری را برای کارمندان سخت‌تر کند.

his criticism was meant to harshen the atmosphere in the meeting.

انتقاد او برای سخت‌تر کردن فضای جلسه بود.

they decided to harshen the penalties for violations.

آنها تصمیم گرفتند جریمه‌ها را برای تخلفات سخت‌تر کنند.

the weather can harshen the experience of outdoor activities.

آب و هوا می‌تواند تجربه فعالیت‌های فضای باز را سخت‌تر کند.

to harshen the terms of the agreement is not advisable.

سخت‌تر کردن شرایط توافق توصیه نمی‌شود.

in times of crisis, leaders may harshen their rhetoric.

در زمان بحران، رهبران ممکن است لحن خود را سخت‌تر کنند.

they plan to harshen regulations to improve safety.

آنها قصد دارند برای بهبود ایمنی، مقررات را سخت‌تر کنند.

her harshen tone made everyone feel uncomfortable.

لحن سخت او باعث شد همه احساس ناراحتی کنند.

the coach decided to harshen the training regimen.

مربی تصمیم گرفت رژیم تمرینی را سخت‌تر کند.

harshen your approach if you want to achieve better results.

اگر می‌خواهید به نتایج بهتری دست یابید، رویکرد خود را سخت‌تر کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید