commissioners

[ایالات متحده]/kəˈmɪʃənəz/
[بریتانیا]/kəˈmɪʃənərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقامات مسئول در یک عملکرد یا سازمان خاص؛ اعضای یک کمیسیون

عبارات و ترکیب‌ها

election commissioners

کمیسیون‌های انتخابات

commissioners meeting

جلسه کمیسيونرها

commissioners report

گزارش کمیسيونرها

commissioners panel

هیئت کمیسيونرها

commissioners review

بررسی کمیسيونرها

commissioners decision

تصمیم کمیسيونرها

commissioners authority

اختیارات کمیسيونرها

commissioners role

نقش کمیسيونرها

commissioners guidelines

دستورالعمل‌های کمیسيونرها

جملات نمونه

the commissioners held a meeting to discuss the new policy.

کمیسران جلسه‌ای برای بحث در مورد سیاست جدید برگزار کردند.

several commissioners were elected during the last election.

چند تن از کمیسران در انتخابات گذشته انتخاب شدند.

the commissioners are responsible for overseeing the project.

کمیسران مسئولیت نظارت بر پروژه را بر عهده دارند.

commissioners often face challenges in their decision-making.

کمیسران اغلب با چالش‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری خود روبرو هستند.

the commissioners will review the budget proposal next week.

کمیسران هفته آینده پیشنهاد بودجه را بررسی خواهند کرد.

community feedback is essential for the commissioners' work.

بازخورد جامعه برای کار کمیسران ضروری است.

the commissioners decided to implement new regulations.

کمیسران تصمیم گرفتند مقررات جدیدی را اجرا کنند.

public hearings are organized by the commissioners to gather opinions.

جلسات عمومی توسط کمیسران برای جمع‌آوری نظرات برگزار می‌شود.

commissioners often collaborate with local organizations.

کمیسران اغلب با سازمان‌های محلی همکاری می‌کنند.

the commissioners expressed their commitment to community service.

کمیسران تعهد خود به خدمات اجتماعی را ابراز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید