coward

[ایالات متحده]/ˈkaʊəd/
[بریتانیا]/ˈkaʊərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که شجاعت ندارد یا به راحتی ترسیده می‌شود
adj. فاقد شجاعت، به راحتی ترسیده
Word Forms
جمعcowards

جملات نمونه

A coward lacks courage.

یک ترس‌جو فاقد شجاعت است.

you're not a coward, stupid!.

تو یک ترس‌جو نیستی، احمق!

Cowards are not made of the same metal as heroes.

ترس‌جویان از همان جنس قهرمانان نیستند.

The veriest coward would accept the challenge.

حتی ترسناک‌ترین ترس‌جو نیز چالش را می‌پذیرد.

To call a brave man a coward is an insult.

نامیدن یک مرد شجاع یک خفه کننده، توهین آمیز است.

He is dishonest, and a coward to boot.

او غیر صادق است و علاوه بر این ترس‌جو نیز هست.

despised all cowards and flatterers.

از همه ترس‌جویان و چاپلوسان متنفر بود.

They goaded him into entering the pitch dark basement by saying he was a coward.

آنها او را به ورود به زیرزمین تاریک و عمیق تحریک کردند و گفتند که او یک ترسو است.

and then a MAN goes in the night, with a hundred masked cowards at his back and lynches the rascal.

و سپس یک مرد در شب می‌رود، با صدها ترس‌جوی نقاب‌دار پشت سرش و آن نامناسب را به دار آویخته است.

A coward considers difficulties as a heavy burden on his back,but a valiant fighter turns difficulties into a stepping-stone for his advance.

یک ترس‌جو مشکلات را به عنوان بار سنگینی بر دوش خود می‌داند، اما یک جنگجو شجاع مشکلات را به پله‌ای برای پیشرفت خود تبدیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید