creased

[ایالات متحده]/kri:st/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تاخورده یا چروکیده
Word Forms
قسمت سوم فعلcreased

عبارات و ترکیب‌ها

shirt creased

پیراهن چروک

جملات نمونه

Her shirt was creased from being folded in the drawer.

پیراهن او به دلیل تا شدن در کشو چروک شده بود.

The old photograph was creased and faded.

عکس قدیمی چروک و رنگ‌پریده بود.

He ironed his pants to remove the creases.

او شلوارش را اتو کرد تا چروک‌ها را از بین ببرد.

The creased paper looked messy and crumpled.

کاغذ چروک شده به هم ریخته و چروکیده به نظر می رسید.

She smoothed out the creased napkin before setting the table.

او قبل از چیدن میز، پارچه چروک شده را صاف کرد.

The creased map was difficult to read.

خواندن نقشه چروک شده دشوار بود.

He tried to straighten out the creased pages of the book.

او سعی کرد صفحات چروک شده کتاب را صاف کند.

His forehead creased in concentration.

پیشانی‌اش در هنگام تمرکز چروک شد.

The creased fabric gave the dress a unique texture.

پارچه چروک شده بافتی منحصر به فرد به لباس بخشید.

She carefully folded the creased letter and put it in an envelope.

او نامه چروک شده را با دقت تا کرد و آن را در یک پاکت گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید