No one will despise you.
هیچ کس شما را تحقیر نخواهد کرد.
Byron affected to despise posterity.
بایران وانمود کرد که از نسلهای آینده متنفر است.
he despised himself for being selfish.
او خود را به خاطر خودخواهی تحقیر کرد.
he despised them all, especially Sylvester.
او همه آنها را، به خصوص سیلوستر، تحقیر کرد.
he despised himself for his misprision.
او خود را به خاطر سوء استفاده خود تحقیر کرد.
Don't cheat at exams or others will despise you.
در امتحان تقلب نکنید یا دیگران شما را تحقیر خواهند کرد.
Honest boys despise lies and liars.
پسرهای صادق دروغ و دروغگوها را تحقیر میکنند.
despised all cowards and flatterers.
از همه ترسجویان و چاپلوسان متنفر بود.
despised the frigid weather in January.
او از هوای سرد و یخبندان در ژانویه متنفر بود.
despised any thought of their own safety.
او از هر فکری در مورد ایمنی خود متنفر بود.
He despised people who were lavish with their praises.
او از افرادی که با تعریف و تمجیدهای خود سخره بودند متنفر بود.
He secretly despised his father.
او به طور مخفیانه پدرش را تحقیر می کرد.
She thoroughly despised him for his weakness.
او به طور کامل او را به خاطر ضعفش تحقیر کرد.
Elizabeth despised Ann's house-proudness as deeply suburban.
الیزابت غرور خانه آن را به عنوان یک حومه عمیقاً شهری تحقیر کرد.
she despised her husband, who truckled to her.
او از همسرش که به او نوعدری می کرد، متنفر بود.
She despises cheap clothes and will only wear the best.
او از لباس های ارزان متنفر است و فقط بهترین ها را خواهد پوشید.
They laughed us to scorn, and despised us.
آنها ما را مسخره کردند و ما را تحقیر کردند.
As a bel esprit he despised pedantry whether in a man or in a bluestocking.
به عنوان یک روح باهوش، او از خشک مغزی بیزاری داشت، چه در مرد و چه در زن.
No one will despise you.
هیچ کس شما را تحقیر نخواهد کرد.
Byron affected to despise posterity.
بایران وانمود کرد که از نسلهای آینده متنفر است.
he despised himself for being selfish.
او خود را به خاطر خودخواهی تحقیر کرد.
he despised them all, especially Sylvester.
او همه آنها را، به خصوص سیلوستر، تحقیر کرد.
he despised himself for his misprision.
او خود را به خاطر سوء استفاده خود تحقیر کرد.
Don't cheat at exams or others will despise you.
در امتحان تقلب نکنید یا دیگران شما را تحقیر خواهند کرد.
Honest boys despise lies and liars.
پسرهای صادق دروغ و دروغگوها را تحقیر میکنند.
despised all cowards and flatterers.
از همه ترسجویان و چاپلوسان متنفر بود.
despised the frigid weather in January.
او از هوای سرد و یخبندان در ژانویه متنفر بود.
despised any thought of their own safety.
او از هر فکری در مورد ایمنی خود متنفر بود.
He despised people who were lavish with their praises.
او از افرادی که با تعریف و تمجیدهای خود سخره بودند متنفر بود.
He secretly despised his father.
او به طور مخفیانه پدرش را تحقیر می کرد.
She thoroughly despised him for his weakness.
او به طور کامل او را به خاطر ضعفش تحقیر کرد.
Elizabeth despised Ann's house-proudness as deeply suburban.
الیزابت غرور خانه آن را به عنوان یک حومه عمیقاً شهری تحقیر کرد.
she despised her husband, who truckled to her.
او از همسرش که به او نوعدری می کرد، متنفر بود.
She despises cheap clothes and will only wear the best.
او از لباس های ارزان متنفر است و فقط بهترین ها را خواهد پوشید.
They laughed us to scorn, and despised us.
آنها ما را مسخره کردند و ما را تحقیر کردند.
As a bel esprit he despised pedantry whether in a man or in a bluestocking.
به عنوان یک روح باهوش، او از خشک مغزی بیزاری داشت، چه در مرد و چه در زن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید