disregarded

[ایالات متحده]/ˌdɪs.rɪˈɡɑː.dɪd/
[بریتانیا]/ˌdɪs.rɪˈɡɑːrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی توجه نکردن

عبارات و ترکیب‌ها

disregarded advice

مشاوره نادیده گرفته شده

disregarded warning

هشدار نادیده گرفته شده

disregarded rules

قوانین نادیده گرفته شده

disregarded opinion

نظر نادیده گرفته شده

disregarded information

اطلاعات نادیده گرفته شده

disregarded details

جزئیات نادیده گرفته شده

disregarded evidence

دلایل نادیده گرفته شده

disregarded rights

حقوق نادیده گرفته شده

disregarded facts

حقایق نادیده گرفته شده

disregarded concerns

نگرانی‌های نادیده گرفته شده

جملات نمونه

the warning signs were disregarded by the team.

علائم هشدار توسط تیم نادیده گرفته شد.

his advice was often disregarded in meetings.

نصیحت او اغلب در جلسات نادیده گرفته می‌شد.

many important details were disregarded in the report.

بسیاری از جزئیات مهم در گزارش نادیده گرفته شدند.

she felt her feelings were disregarded.

او احساس می‌کرد احساساتش نادیده گرفته شده است.

the rules were disregarded during the event.

قوانین در طول رویداد نادیده گرفته شدند.

disregarded opinions can lead to misunderstandings.

نظرات نادیده گرفته شده می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the deadline was disregarded by the project manager.

مهلت مقرر توسط مدیر پروژه نادیده گرفته شد.

his hard work was disregarded by his peers.

تلاش زیاد او توسط همکارانش نادیده گرفته شد.

they disregarded the risks involved in the project.

آنها خطرات مرتبط با پروژه را نادیده گرفتند.

disregarded feedback can hinder progress.

بازخورد نادیده گرفته شده می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید