Smoking is distasteful to me.
دود کردن برای من ناخوشایند است.
shot me a distasteful glance.
به من نگاه ناخوشایند کرد.
Smoking is distasteful to my family.
دود کردن برای خانواده من ناخوشایند است.
The work was thoroughly distasteful to her.
این کار برای او کاملاً ناخوشایند بود.
The medicine is distasteful but good for you.
دارو ناخوشایند است اما برای شما مفید است.
The very idea of cheating him is distasteful to me.
ایده خیانت به او برای من ناخوشایند است.
The very idea of cheating people again is distasteful to him.
ایده خیانت به مردم دوباره برای او ناخوشایند است.
I find his attitude highly distasteful.
من رفتار او را بسیار ناخوشایند میدانم.
The way Charles tried to make up to the boss was distasteful to the workers.
نحوه تلاش چارلز برای خوشگویی با رئیس برای کارگران ناخوشایند بود.
Smoking is distasteful to me.
دود کردن برای من ناخوشایند است.
shot me a distasteful glance.
به من نگاه ناخوشایند کرد.
Smoking is distasteful to my family.
دود کردن برای خانواده من ناخوشایند است.
The work was thoroughly distasteful to her.
این کار برای او کاملاً ناخوشایند بود.
The medicine is distasteful but good for you.
دارو ناخوشایند است اما برای شما مفید است.
The very idea of cheating him is distasteful to me.
ایده خیانت به او برای من ناخوشایند است.
The very idea of cheating people again is distasteful to him.
ایده خیانت به مردم دوباره برای او ناخوشایند است.
I find his attitude highly distasteful.
من رفتار او را بسیار ناخوشایند میدانم.
The way Charles tried to make up to the boss was distasteful to the workers.
نحوه تلاش چارلز برای خوشگویی با رئیس برای کارگران ناخوشایند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید