eluding

[ایالات متحده]/ɪˈluːdɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈludɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اجتناب یا فرار از چیزی؛ غیرقابل دسترس کردن چیزی
Word Forms
جمعeludings

عبارات و ترکیب‌ها

eluding capture

اجتناب از دستگیری

eluding detection

اجتناب از شناسایی

eluding responsibility

اجتناب از مسئولیت

eluding understanding

اجتناب از درک

eluding attention

اجتناب از توجه

eluding notice

اجتناب از توجه

eluding questions

اجتناب از پاسخ به سوالات

eluding scrutiny

اجتناب از بررسی دقیق

eluding blame

اجتناب از سرزنش

eluding fate

اجتناب از سرنوشت

جملات نمونه

she was eluding the questions from the reporters.

او از پاسخ دادن به سؤالات خبرنگاران اجتناب می‌کرد.

the thief managed to elude capture for several days.

سارق موفق شد برای چند روز از دستگیری فرار کند.

he kept eluding his responsibilities at work.

او مدام از مسئولیت‌های خود در محل کار فرار می‌کرد.

the solution to the problem is still eluding us.

راه حل مشکل هنوز از ما دور است.

she is skilled at eluding difficult conversations.

او در اجتناب از گفتگوهای دشوار مهارت دارد.

eluding the truth can lead to more problems.

اجتناب از حقیقت می‌تواند منجر به مشکلات بیشتری شود.

he found himself eluding his friends' invitations.

او متوجه شد که از دعوت‌های دوستانش اجتناب می‌کند.

the cat was eluding the dog with its quick movements.

گربه با حرکات سریع خود از سگ فرار می‌کرد.

they were eluding the police during the chase.

آنها در حین تعقیب و گریز از پلیس فرار می‌کردند.

her thoughts kept eluding her grasp during the meeting.

در طول جلسه، افکار او از درک او دور می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید