fabricate

[ایالات متحده]/ˈfæbrɪkeɪt/
[بریتانیا]/ˈfæbrɪkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اختراع کردن یا ساختن (چیزی)، معمولاً با نیت فریبنده؛ ساختن یا تولید کردن (چیزی) به منظور فریب.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردfabricates
قسمت سوم فعلfabricated
صفت یا فعل حال استمراریfabricating
زمان گذشتهfabricated
جمعfabricates

عبارات و ترکیب‌ها

fabricate evidence

شواهد ساختگی بسازید

fabricate a story

ساختن یک داستان

fabricate a lie

ساختن یک دروغ

fabricate a plan

ساختن یک برنامه

fabricate a document

ساختن یک سند

جملات نمونه

He tried to fabricate an excuse for being late.

او سعی کرد بهانه‌ای برای دیر رسیدن خود دستکاری کند.

The company was accused of fabricating evidence.

شرکت به فبریکاسیون مدارک متهم شد.

She can fabricate amazing stories on the spot.

او می‌تواند داستان‌های شگفت‌انگیزی را درجا دستکاری کند.

It is unethical to fabricate data in a research study.

دستکاری داده‌ها در یک مطالعه تحقیقاتی غیراخلاقی است.

The artist likes to fabricate unique sculptures from recycled materials.

هنرمند دوست دارد مجسمه‌های منحصر به فردی از مواد بازیافتی دستکاری کند.

Rumors were fabricated to tarnish his reputation.

برای بدنام کردن او شایعاتی دستکاری شدند.

The conspiracy theorist tends to fabricate elaborate stories about government cover-ups.

نظریه‌پرداز توطئه تمایل دارد داستان‌های پیچیده‌ای در مورد پوشش‌های دولتی دستکاری کند.

The suspect tried to fabricate an alibi for the night of the crime.

متهم سعی کرد برای شب جرم یک سرپناه دستکاری کند.

The tabloid magazine was known for fabricating sensational headlines.

مجله تابلوی به خاطر دستکاری تیترهای سنساسیونی شناخته شده بود.

Never fabricate information on your resume.

هرگز اطلاعات را در رزومه خود دستکاری نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید