fittings

[ایالات متحده]/[ˈfɪtɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈfɪtɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلام سخت‌افزاری که برای ثابت کردن چیزی در جای خود استفاده می‌شوند؛ لوازم جانبی برای یک اتاق، مانند پرده، کرکره و چراغ‌ها؛ قطعات یا اجزایی که برای تکمیل چیزی مورد نیاز هستند؛ لوازم بهداشتی

عبارات و ترکیب‌ها

lighting fittings

تجهیزات روشنایی

bathroom fittings

تجهیزات حمام

install fittings

نصب تجهیزات

kitchen fittings

تجهیزات آشپزخانه

fitting fixtures

تجهیزات نصب شده

checking fittings

بررسی تجهیزات

new fittings

تجهیزات جدید

fitting room

اتاق پرو

fitting out

تجهیز کردن

replacing fittings

تعویض تجهیزات

جملات نمونه

we need to order new bathroom fittings.

ما باید سفارش لوازم بهداشتی جدید بدهیم.

the plumber installed the kitchen fittings yesterday.

لوله کش وسایل آشپزخانه را دیروز نصب کرد.

check the fittings for any signs of wear and tear.

بررسی کنید که آیا علائمی از فرسودگی یا خرابی در اتصالات وجود دارد یا خیر.

the lighting fittings create a warm atmosphere.

وسایل روشنایی فضایی گرم ایجاد می‌کنند.

we bought all the necessary fittings for the sink.

ما تمام اتصالات لازم برای سینک را خریدیم.

the shop sells a wide range of plumbing fittings.

فروشگاه طیف گسترده‌ای از اتصالات لوله‌کشی را می‌فروشد.

ensure the fittings are compatible with the pipes.

اطمینان حاصل کنید که اتصالات با لوله‌ها سازگار هستند.

the antique fittings added character to the room.

اتصالات قدیمی به اتاق شخصیت بخشیدند.

replace the faulty fittings to prevent leaks.

برای جلوگیری از نشتی، اتصالات معیوب را تعویض کنید.

the furniture fittings were stylish and modern.

اتصالات مبلمان شیک و مدرن بودند.

we carefully selected the brass fittings for the project.

ما اتصالات برنجی را با دقت برای پروژه انتخاب کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید