indulgences

[ایالات متحده]/ɪnˈdʌldʒənsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈdʌldʒənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لذت‌ها یا عادت‌هایی که فرد به خود اجازه می‌دهد؛ عمل اجازه دادن به خود برای لذت بردن از چیزی؛ معافیت‌هایی که توسط کلیسای کاتولیک اعطا می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

guilty indulgences

لذت‌های گناهکارانه

sweet indulgences

لذت‌های شیرین

luxury indulgences

لذت‌های لوکس

indulgences galore

فراوانی لذت‌ها

culinary indulgences

لذت‌های آشپزی

indulgences in moderation

لذت در حد اعتدال

indulgences for self-care

لذت برای مراقبت از خود

indulgences of life

لذت‌های زندگی

indulgences without guilt

لذت بدون احساس گناه

simple indulgences

لذت‌های ساده

جملات نمونه

many people seek indulgences during their vacations.

بسیاری از افراد در طول تعطیلات به دنبال تجملات هستند.

indulgences can lead to unhealthy habits.

تجملات می‌تواند منجر به عادت‌های ناسالم شود.

she believes in treating herself to little indulgences.

او معتقد است که گاهی اوقات خود را با تجملات کوچک نوازش کند.

indulgences should be enjoyed in moderation.

تجملات باید با اعتدال لذت برده شود.

he finds joy in the simple indulgences of life.

او شادی را در تجملات ساده زندگی می‌یابد.

they planned a weekend full of indulgences.

آنها یک آخر هفته پر از تجملات برنامه ریزی کردند.

indulgences can be a form of self-care.

تجملات می‌تواند نوعی مراقبت از خود باشد.

she felt guilty about her indulgences during the holidays.

او در مورد تجملات خود در تعطیلات احساس گناه می‌کرد.

finding a balance between discipline and indulgences is important.

پیدا کردن تعادل بین نظم و تجملات مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید