lamps

[ایالات متحده]/læmps/
[بریتانیا]/læmps/

ترجمه

n. وسایلی که نور تولید می‌کنند
v. شکل سوم فعل lamp: با چراغ یا چراغ‌ها مجهز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lampshade

چراغ‌افشان

lamps online

چراغ‌ها روشن

lamps flicker

چراغ‌ها سوسو می‌زنند

lamps glow

چراغ‌ها می‌درخشند

lamps cast

چراغ‌ها می‌تابند

antique lamps

چراغ‌های قدیمی

table lamps

چراغ‌های رومیزی

lamps burn

چراغ‌ها می‌سوزند

lamps lit

چراغ‌ها روشن شده‌اند

lamps needed

چراغ‌ها مورد نیاز است

جملات نمونه

the dining room was lit by several elegant lamps.

غرفه غذا با چندین چراغ شیک روشن شده بود.

she switched off the bedside lamps before going to sleep.

او چراغهای کنار تخت را خاموش کرد قبل از خواب رفتن.

we bought new lamps to brighten up the living room.

ما چراغهای جدیدی خریدیم تا فضای نشیمن را روشن کنیم.

the antique lamps cast a warm, inviting glow.

چراغهای قدیمی یک روشنایی گرم و دلپذیر ایجاد کردند.

he carefully repaired the broken lampshade on the floor lamp.

او با دقت سایه‌بان شکسته چراغ ایستاده را تعمیر کرد.

the hallway was dark without the lamps on.

راهرو بدون روشن بودن چراغها تاریک بود.

the store offered a wide selection of decorative lamps.

فروشگاه مجموعه گسترده ای از چراغهای تزئینی ارائه می داد.

she hung fairy lamps around the patio for a festive look.

او چراغهای جادویی را برای ایجاد ظاهری جشن در اطراف پاسیو آویزان کرد.

the lamps flickered during the thunderstorm.

چراغها در طول طوفان رعد و برق چشمک زدند.

he installed energy-efficient led lamps in every room.

او چراغهای LED کم مصرف را در هر اتاق نصب کرد.

the lamps provided ample light for reading.

چراغها نور کافی برای خواندن فراهم کردند.

we need to replace the burnt-out lamps in the garage.

ما باید چراغهای سوخته در گاراژ را تعویض کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید