legible

[ایالات متحده]/'ledʒɪb(ə)l/
[بریتانیا]/'lɛdʒəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خواندنی آسان; واضح; به راحتی قابل شناسایی.

عبارات و ترکیب‌ها

legible text

متن خوانا

جملات نمونه

Her handwriting was clearly legible.

خوشنویسی او به وضوح قابل خواندن بود.

The price must be legible to a purchaser.

قیمت باید به گونه‌ای خوانا باشد که خریدار بتواند آن را ببیند.

legible weaknesses in character and disposition.

ضعف‌های خوانا در شخصیت و رفتار.

It is assumed in this article that the concept of Fenggu is abstract but not concrete, illegible but not legible, extentive but not intentive, unifiable but not antinomic.

در این مقاله فرض می‌شود که مفهوم فونگ‌گو انتزاعی اما نه ملموس، غیرقابل خواندن اما نه قابل خواندن، گسترده اما نه هدفمند، قابل متحد کردن اما نه متضاد است.

Please write in a legible handwriting.

لطفاً با خطی خوانا بنویسید.

The instructions should be legible for everyone to understand.

دستورالعمل‌ها باید به گونه‌ای خوانا باشند که برای همه قابل فهم باشد.

Make sure the font size is legible on the presentation slides.

مطمئن شوید که اندازه فونت در اسلایدهای ارائه خوانا باشد.

The sign must be legible from a distance.

تابلو باید از فاصله خوانا باشد.

The document needs to be legible for legal purposes.

سند باید برای اهداف قانونی خوانا باشد.

Please print the document in legible font.

لطفاً سند را با فونت خوانا چاپ کنید.

His handwriting is not very legible.

خط دست او خیلی خوانا نیست.

The label on the package should be legible.

برچسب روی بسته باید خوانا باشد.

Legible text is essential for a good user experience.

متن خوانا برای یک تجربه کاربری خوب ضروری است.

The menu should be printed in a legible format.

منو باید با قالبی خوانا چاپ شود.

نمونه‌های واقعی

Other passengers left behind written traces of their lives, still legible after a century in the water.

مسافران دیگر ردپای نوشته‌ای از زندگی خود را رها کردند که پس از یک قرن در آب هنوز خوانا بود.

منبع: The Secrets of the Titanic

He opened it and I saw a bundle of papers, yellowed but still legible.

او آن را باز کرد و من دسته ای کاغذ زرد رنگ دیدم که هنوز خوانا بود.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Your colors should be legible and easy on the eyes.

رنگ‌های شما باید خوانا و برای چشم دلپذیر باشند.

منبع: Popular Science Essays

He used a pencil and the pencil has remained legible.

او از مداد استفاده کرد و مداد همچنان خوانا باقی مانده است.

منبع: The Secrets of the Titanic

" Edward, " I wrote. My hand was shaking, the letters were hardly legible.

" ادوارد، " نوشتم. دستم می‌لرزید، حروف به سختی خوانا بودند.

منبع: Twilight: Eclipse

It belonged to a 17-year-old passenger, pencil writing that's still legible.

این متعلق به یک مسافر 17 ساله بود، نوشته مدادی که هنوز خوانا بود.

منبع: The Secrets of the Titanic

Remove or minimize loops from ascenders and close the tops of your letters to make them more legible.

حلقه ها را از قسمت های بالایی حروف حذف یا به حداقل برسانید و قسمت بالای حروف خود را ببندید تا خواناتر شوند.

منبع: Learning charging station

It is legible and regular, I answered. A man of business habits and some force of character.

خوانا و مرتب است، پاسخ دادم. مردی با عادت های تجاری و شخصیتی قوی.

منبع: The Sign of the Four

Her untrained vocal cords would need a lot of practice before she was able to make legible speech.

تارهای صوتی آموزش ندیده او قبل از اینکه بتواند گفتار خوانا تولید کند، به تمرین زیادی نیاز داشت.

منبع: Women Who Changed the World

We look at it very, very tiny and we say, " OK, are those legible when they're small? "

ما به آن نگاه می کنیم بسیار بسیار کوچک و می گوییم: " خوب، آیا آنها وقتی کوچک هستند خوانا هستند؟"

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید