literal

[ایالات متحده]/ˈlɪtərəl/
[بریتانیا]/ˈlɪtərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کلمه به کلمه; بدون اغراق; به صورت مکتوب.
Word Forms
جمعliterals

عبارات و ترکیب‌ها

literal meaning

معنای تحت اللفظی

literal translation

ترجمه تحت اللفظی

literal sense

حس تحت اللفظی

literal interpretation

تفسیر تحت‌اللفظی

جملات نمونه

a literal description; a literal mind.

توصیف تحت اللفظی؛ ذهن تحت اللفظی.

the literal is the opposite of the figurative.

حرفی بودن خلاف استعاری بودن است.

a literal account of a conversation

گزارش دقیق از یک مکالمه

a literal rendering of an idiom.

ترجمه تحت اللفظی یک ضرب المثل.

He made a literal interpretation.

او یک تفسیر تحت اللفظی انجام داد.

you shouldn't take this as a literal record of events.

نباید این را به عنوان یک سابقه تحت اللفظی از وقایع در نظر گرفت.

fifteen years of literal hell.

پانزده سال جهنم واقعی.

dreadful in its literal sense, full of dread.

وحشتناک به معنای تحت اللفظی، پر از ترس.

The literal meaning of the word “cat” is an animal.

معنای تحت اللفظی کلمه «گربه» یک حیوان است.

The emergency signal SOS has no literal meaning.

سیگنال اضطراری SOS معنای تحت اللفظی ندارد.

The goodwife of this toilet is a typical completist, according to the understanding of literal, that is to say pursues perfection.

همسر خوب این توالت یک کمال‌گرا معمولی است، طبق درک تحت اللفظی، به عبارت دیگر، به دنبال کمال است.

Olmec represents a cure to the evil, the key bit of information, although he himself isn't the literal answer for DNAV.

اولمک نشان دهنده درمانی برای شرارت است، اطلاعات کلیدی، اگرچه خود او پاسخ تحت اللفظی برای DNAV نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید