lurched forward
به جلو هجوم آورد
lurched suddenly
ناگهان به جلو هجوم آورد
lurched awkwardly
به طور دست و پا چلفتی به جلو هجوم آورد
lurched violently
با شدت به جلو هجوم آورد
lurched unexpectedly
به طور غیرمنتظره به جلو هجوم آورد
lurched back
به عقب هجوم آورد
lurched around
چرخید و به جلو هجوم آورد
lurched sideways
به پهلو هجوم آورد
lurched to stop
برای متوقف کردن به جلو هجوم آورد
lurched in pain
درد گرفت و به جلو هجوم آورد
the car lurched forward unexpectedly.
خودرو بطور غیرمنتظره به جلو حرکت کرد.
he lurched to the side to avoid falling.
او برای جلوگیری از افتادن به یک طرف خم شد.
the ship lurched in the rough seas.
کشتی در دریای خروشان به جلو و عقب حرکت کرد.
she lurched back in surprise when he shouted.
وقتی او فریاد زد، او با تعجب به عقب خم شد.
the train lurched to a stop at the station.
قطار در ایستگاه به طور ناگهانی متوقف شد.
he lurched awkwardly as he tried to dance.
وقتی سعی کرد برقصد، او به طرز دست و پا چلفتی خم شد.
as the earthquake struck, the building lurched violently.
همانطور که زلزله رخ داد، ساختمان به شدت به جلو و عقب حرکت کرد.
the dog lurched forward to chase the ball.
سگ برای تعقیب توپ به جلو خم شد.
she lurched in her seat as the bus hit a bump.
وقتی اتوبوس به یک دستانداز برخورد کرد، او در صندلی خود خم شد.
the drunk man lurched down the street.
مرد مست با خمیدگی در خیابان پایین رفت.
lurched forward
به جلو هجوم آورد
lurched suddenly
ناگهان به جلو هجوم آورد
lurched awkwardly
به طور دست و پا چلفتی به جلو هجوم آورد
lurched violently
با شدت به جلو هجوم آورد
lurched unexpectedly
به طور غیرمنتظره به جلو هجوم آورد
lurched back
به عقب هجوم آورد
lurched around
چرخید و به جلو هجوم آورد
lurched sideways
به پهلو هجوم آورد
lurched to stop
برای متوقف کردن به جلو هجوم آورد
lurched in pain
درد گرفت و به جلو هجوم آورد
the car lurched forward unexpectedly.
خودرو بطور غیرمنتظره به جلو حرکت کرد.
he lurched to the side to avoid falling.
او برای جلوگیری از افتادن به یک طرف خم شد.
the ship lurched in the rough seas.
کشتی در دریای خروشان به جلو و عقب حرکت کرد.
she lurched back in surprise when he shouted.
وقتی او فریاد زد، او با تعجب به عقب خم شد.
the train lurched to a stop at the station.
قطار در ایستگاه به طور ناگهانی متوقف شد.
he lurched awkwardly as he tried to dance.
وقتی سعی کرد برقصد، او به طرز دست و پا چلفتی خم شد.
as the earthquake struck, the building lurched violently.
همانطور که زلزله رخ داد، ساختمان به شدت به جلو و عقب حرکت کرد.
the dog lurched forward to chase the ball.
سگ برای تعقیب توپ به جلو خم شد.
she lurched in her seat as the bus hit a bump.
وقتی اتوبوس به یک دستانداز برخورد کرد، او در صندلی خود خم شد.
the drunk man lurched down the street.
مرد مست با خمیدگی در خیابان پایین رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید