lurch

[ایالات متحده]/lɜːtʃ/
[بریتانیا]/lɜːrtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور ناپایدار راه رفتن، به جلو حرکت کردن با حرکتی نامنظم
n. یک کج شدن یا شیب ناگهانی.

عبارات و ترکیب‌ها

sudden lurch

حرکت ناگهانی

جملات نمونه

The ship gave a lurch to starboard.

کشتی به سمت راست تکان خورد.

the car lurched forward.

ماشین به جلو پرتاب شد.

the queasy lurch of an airplane during a storm.

حرکت ناگهانی و آزاردهنده هواپیما در طول طوفان.

The drunken man lurched along.

مرد مست با خمیدگی به راه خود ادامه داد.

The ship lurched in the storm. The car gave a start and then lurched forward.

کشتی در طوفان تکان خورد. ماشین شروع کرد و سپس به جلو پرتاب شد.

lurching up and down uttering inarticulate cries.

با تکان‌های شدید بالا و پایین، فریادهای گنگی سر می‌داد.

Stuart lurched to his feet.

استوارت به سختی روی پاهایش ایستاد.

he was lurching from one crisis to the next.

او از یک بحران به بحران دیگر سرک می‌کشید.

he was so drunk he lurched from wall to wall.

او آنقدر مست بود که از دیوار به دیوار تکان می‌خورد.

the boat gave a violent lurch and he missed his footing.

کشتی یک تکان شدید داشت و او تعادلش را از دست داد.

the film lurches from one comic set piece to another.

فیلم از یک صحنه خنده‌دار به صحنه خنده‌دار دیگر می‌پرد.

twisted her ankle and lurched home;

مچ پایش را پیچاند و به سختی به خانه رفت.

The motor bucked and lurched before it finally ran smoothly.

موتور قبل از اینکه به طور مسطح کار کند، جهش و تکان خورد.

They were called Lurchers and in the Saluki world they are frowned upon.

آنها به نام Lurchers شناخته می‌شدند و در دنیای سالوکی مورد تمسخر قرار می‌گیرند.

And in 2005 a baby deer named Mi-Lu befriended lurcher Geoffrey at the Knowsley Animal Park in Merseyside after she was rejected by her mother.

و در سال 2005، یک بچه گوزن به نام می-لو، با یک سگ لچر به نام جفری در پارک حیوانات Knowsley در Merseyside پس از اینکه توسط مادرش طرد شد، دوست شد.

نمونه‌های واقعی

She said that she wouldn't be lurching to the right.

او گفت که به سمت راست منحرف نخواهم شد.

منبع: BBC World Headlines

I... I won't leave Carlos in the lurch.

من... من کارلوس را در وضعیت وخیم رها نخواهم کرد.

منبع: Desperate Housewives Season 7

" Ha haaa! " yelled Lee Jordan as the Slytherin Beaters lurched away from each other, clutching their heads.

" ها ها ها! " لی جوردن فریاد زد زیرا ضربه‌کننده‌های اسلیترین از یکدیگر دور شدند و سر خود را گرفتند.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Lurching to the bed, he sat down.

با خم شدن به سمت تخت، او نشست.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

His heart gave a great lurch as he realized that some prisoner was attempting to escape!

قلبش به شدت به لرزه افتاد وقتی متوجه شد که یک زندانی در تلاش برای فرار است!

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

The creature lurched. Quack gasped, " Stay back! "

موجود به طور ناگهانی حرکت کرد. کوک با تعجب گفت: " عقب نشینید!"

منبع: Storyline Online English Stories

A swift rigidity fell on all of them as James lurched one step forward into a crouch.

سریعاً خشکی بر همه آنها حاکم شد زیرا جیمز یک قدم به جلو و به حالت چمباته حرکت کرد.

منبع: Twilight: Eclipse

But I feel so guilty taking your money and leaving you in the lurch.

اما احساس گناه می کنم که پول شما را می گیرم و شما را در وضعیت وخیم رها می کنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

Not for wanting to go, but why run off and leave us in the lurch?

نه به خاطر اینکه می خواهم بروم، اما چرا فرار کنید و ما را در وضعیت وخیم رها کنید؟

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4

Mouth dry, stomach lurching, Harry sprang after him, trying not to make a sound.

دهان خشک، معده به لرزه افتاده، هری به دنبال او پرید و سعی کرد صدایی ایجاد نکند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید