meaningful

[ایالات متحده]/ˈmiːnɪŋfl/
[بریتانیا]/ˈmiːnɪŋfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هدفمند، مهم
adv. به طور عمیق
n. اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

deeply meaningful

بسیار معنادار

meaningful connection

ارتباط معنادار

meaningful contribution

سهم معنادار

meaningful learning

یادگیری معنادار

جملات نمونه

meaningful elements in a language.

عناصر معنادار در یک زبان.

words likely to be meaningful to pupils.

کلماتی که احتمالاً برای دانش‌آموزان معنی‌دار است.

The company was one of the first to offer meaningful employment to the blind.

شرکت از اولین‌هایی بود که فرصت‌های شغلی معناداری را برای افراد نابینا ارائه کرد.

They exchanged meaningful looks.

آنها نگاه‌های معنی‌داری به هم انداختند.

the new structure would bring meaningful savings.

ساختار جدید صرفه‌جویی قابل توجهی به همراه خواهد داشت.

meaningful glances and repressed passion.

نگاه‌های معنی‌دار و اشتیاق سرکوب‌شده.

A meaningful glance.See Synonyms at expressive

نگاهی معنی‌دار. برای یافتن مترادف‌ها به expressive مراجعه کنید.

Is it necessary to decide between remunerative work and meaningful work?

آیا تصمیم‌گیری بین کار پرسود و کار معنی‌دار ضروری است؟

The crickets stridulated their everlasting monotonous meaningful note.

خرچنگ‌ها نت ابدی یکنواخت و معنی‌دار خود را تولید کردند.

prose structured into short sentences with meaningful separation into paragraphs.

متنی که به جملات کوتاه با جداسازی معنی‌دار به پاراگراف‌ها تقسیم شده است.

The couple exchanged meaningful glances but said nothing.

زوج نگاه‌های معنی‌داری به هم انداختند اما چیزی نگفتند.

there are too many variables involved to make any meaningful predictions.

تغییرات زیادی وجود دارد که انجام پیش‌بینی‌های معنی‌دار را دشوار می‌کند.

Is it necessary to decide between remunerative work and meaningful work?If it were to be either/or, which would you choose?

آیا تصمیم‌گیری بین کار پرسود و کار معنی‌دار ضروری است؟ اگر قرار باشد یکی را انتخاب کرد، کدام را انتخاب می‌کردید؟

an essay that brought elements of biography, autobiography, and general European history into powerful, meaningful confrontation.

مقالی که عناصری از زندگی‌نامه، خودزندگی‌نامه و تاریخچه اروپا را در یک مواجهه قدرتمند و معنادار به تصویر کشید.

A poet is one who can convert ordinary words into a meaningful and effective piece of writing.

یک شاعر کسی است که می‌تواند کلمات معمولی را به یک نوشته معنی‌دار و مؤثر تبدیل کند.

It was an "embracive and vibrant" tongue, he said in his acceptance speech, and it had provided him "a niche where I can do meaningful work.

او در سخنرانی پذیرش خود گفت که یک زبان "پذیرنده و پر جنب و جوش" بود و به او "جایگاهی داده است که بتوانم کارهای معناداری انجام دهم.

Based on the analysis of rubber blank preshrinking mechanism, six factors influencing preshrinking effect are further analyzed. A meaningful investigation on shrink-proof of fabric is conducted.

بر اساس تحلیل مکانیسم از پیش جمع شدن لاستیک خام، شش عاملی که بر اثربخشی از پیش جمع شدن تأثیر می‌گذارند، بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. یک بررسی معنادآمیز در مورد مقاومت در برابر کشیدگی پارچه انجام می شود.

نمونه‌های واقعی

That's why I think it's like so meaningful.

به همین دلیل فکر می‌کنم که این موضوع بسیار مهم است.

منبع: Idol speaks English fluently.

It can be just as meaningful as word choice.

می‌تواند به اندازه انتخاب کلمات مهم باشد.

منبع: Advanced Daily Grammar

And once that happens, your beliefs aren't nearly as meaningful.

و هنگامی که این اتفاق می‌افتد، باورهای شما به اندازه کافی معنادار نیستند.

منبع: Science in Life

Strung together, they're part of something more meaningful — a sentence.

وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، بخشی از چیزی معنادارتر هستند - یک جمله.

منبع: If national treasures could speak.

The people who maintained eye contact rated the subsequent brainstorming as more meaningful.

افرادی که تماس چشمی را حفظ کردند، طوفان مغزی بعدی را معنادارتر ارزیابی کردند.

منبع: The Economist (Summary)

But there is a chance you find something more meaningful, like success or satisfaction.

اما این احتمال وجود دارد که چیزی معنادارتر پیدا کنید، مانند موفقیت یا رضایت.

منبع: Science in Life

I think we have a very good chance of doing something very meaningful, Trump said.

من فکر می‌کنم شانس خوبی داریم که کار بسیار معناداری انجام دهیم، ترامپ گفت.

منبع: VOA Special May 2018 Collection

But without it, our life is still meaningful, yes.

اما بدون آن، زندگی ما هنوز معنادار است، بله.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

They want to have a meaningful relationship.

آنها می‌خواهند یک رابطه معنادار داشته باشند.

منبع: The Economist (Summary)

This year, the holiday is especially meaningful.

امسال، تعطیلات به خصوص معنادار است.

منبع: Obama's weekly television address.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید