meetings

[ایالات متحده]/ˈmiːtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈmiːtɪŋz/

ترجمه

n. اجتماعات؛ گردهم آمدن‌ها یا مجالس

عبارات و ترکیب‌ها

meetings scheduled

برنامه‌ریزی جلسات

weekly meetings

جلسات هفتگی

attending meetings

حضور در جلسات

important meetings

جلسات مهم

scheduling meetings

زمان‌بندی جلسات

after meetings

پس از جلسات

team meetings

جلسات تیمی

virtual meetings

جلسات مجازی

morning meetings

جلسات صبح

held meetings

جلسات برگزار شده

جملات نمونه

we need to schedule meetings with all stakeholders.

ما نیاز داریم جلسات را با تمام ذینفعان زمان‌بندی کنیم.

the team held weekly meetings to discuss progress.

تیم جلسات هفتگی برای بحث در مورد پیشرفت برگزار کرد.

let's postpone the meetings until next week.

بیایید جلسات را تا هفته آینده به تعویق بیندازیم.

the meeting agenda was quite packed.

برنامه جلسه بسیار پر بود.

i have back-to-back meetings this afternoon.

من امروز بعد از ظهر جلسات متوالی دارم.

please send out meeting invitations promptly.

لطفاً دعوت‌نامه‌های جلسه را به سرعت ارسال کنید.

the meeting room is booked for the afternoon.

اتاق جلسه برای بعد از ظهر رزرو شده است.

we had a productive brainstorming meetings.

ما جلسات طوفان فکری سازنده ای داشتیم.

the project meetings are essential for coordination.

جلسات پروژه برای هماهنگی ضروری هستند.

can you confirm the meeting details, please?

می‌توانید جزئیات جلسه را تأیید کنید، لطفاً؟

we'll start the meetings with a brief introduction.

ما جلسات را با یک معرفی کوتاه آغاز خواهیم کرد.

the virtual meetings are convenient for remote teams.

جلسات مجازی برای تیم‌های دوردست مناسب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید