mishandles the situation
مدیریت ضعیف شرایط
mishandles the data
مدیریت ضعیف دادهها
mishandles the funds
مدیریت ضعیف بودجه
mishandles the evidence
مدیریت ضعیف مدارک
mishandles the project
مدیریت ضعیف پروژه
mishandles the request
مدیریت ضعیف درخواست
mishandles the information
مدیریت ضعیف اطلاعات
mishandles the complaint
مدیریت ضعیف شکایت
mishandles the report
مدیریت ضعیف گزارش
mishandles the crisis
مدیریت ضعیف بحران
the manager mishandles the project, leading to delays.
مدیر پروژه را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به تاخیر میشود.
if she mishandles the finances, we could go bankrupt.
اگر او امور مالی را به درستی مدیریت نکند، ممکن است ورشکست شویم.
he mishandles criticism and reacts defensively.
او انتقاد را به درستی مدیریت میکند و به صورت تدافعی واکنش نشان میدهد.
the technician mishandles the equipment, causing a malfunction.
تکنسین تجهیزات را به درستی مدیریت نمیکند، که باعث خرابی میشود.
the coach mishandles the team's strategy during the game.
مربی استراتژی تیم را در طول بازی به درستی مدیریت نمیکند.
she mishandles the situation, making it worse for everyone.
او وضعیت را به درستی مدیریت میکند و اوضاع را برای همه بدتر میکند.
the driver mishandles the vehicle, resulting in an accident.
راننده وسیله نقلیه را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به تصادف میشود.
he mishandles the negotiation, losing a valuable deal.
او مذاکره را به درستی مدیریت نمیکند و یک معامله ارزشمند را از دست میدهد.
the artist mishandles the paint, creating a mess.
هنرمند رنگ را به درستی مدیریت نمیکند و یک آشفتگی ایجاد میکند.
they mishandle the customer complaints, damaging the reputation.
آنها شکایات مشتریان را به درستی مدیریت نمیکنند و به شهرت آسیب میرسانند.
mishandles the situation
مدیریت ضعیف شرایط
mishandles the data
مدیریت ضعیف دادهها
mishandles the funds
مدیریت ضعیف بودجه
mishandles the evidence
مدیریت ضعیف مدارک
mishandles the project
مدیریت ضعیف پروژه
mishandles the request
مدیریت ضعیف درخواست
mishandles the information
مدیریت ضعیف اطلاعات
mishandles the complaint
مدیریت ضعیف شکایت
mishandles the report
مدیریت ضعیف گزارش
mishandles the crisis
مدیریت ضعیف بحران
the manager mishandles the project, leading to delays.
مدیر پروژه را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به تاخیر میشود.
if she mishandles the finances, we could go bankrupt.
اگر او امور مالی را به درستی مدیریت نکند، ممکن است ورشکست شویم.
he mishandles criticism and reacts defensively.
او انتقاد را به درستی مدیریت میکند و به صورت تدافعی واکنش نشان میدهد.
the technician mishandles the equipment, causing a malfunction.
تکنسین تجهیزات را به درستی مدیریت نمیکند، که باعث خرابی میشود.
the coach mishandles the team's strategy during the game.
مربی استراتژی تیم را در طول بازی به درستی مدیریت نمیکند.
she mishandles the situation, making it worse for everyone.
او وضعیت را به درستی مدیریت میکند و اوضاع را برای همه بدتر میکند.
the driver mishandles the vehicle, resulting in an accident.
راننده وسیله نقلیه را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به تصادف میشود.
he mishandles the negotiation, losing a valuable deal.
او مذاکره را به درستی مدیریت نمیکند و یک معامله ارزشمند را از دست میدهد.
the artist mishandles the paint, creating a mess.
هنرمند رنگ را به درستی مدیریت نمیکند و یک آشفتگی ایجاد میکند.
they mishandle the customer complaints, damaging the reputation.
آنها شکایات مشتریان را به درستی مدیریت نمیکنند و به شهرت آسیب میرسانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید