mooring

[ایالات متحده]/'mɔːrɪŋ/
[بریتانیا]/'mʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لنگر انداختن؛ محلی که یک کشتی در آن محکم می‌شود؛ تجهیزات برای محکم کردن یک کشتی
v. لنگر انداختن؛ محکم کردن یک کشتی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmooring
جمعmoorings

عبارات و ترکیب‌ها

single point mooring

نگاشت نقطه‌ی تکی

mooring line

طناب لنگر

mooring buoy

بویه لنگر

جملات نمونه

mooring mast, mooring tower

گویان ماس، برج لنگر

mooring the rowboat at the dock;

لنگر انداختن قایق پارویی در اسکله;

lost their emotional moorings during the war.

در طول جنگ، ارتباط عاطفی خود را از دست دادند.

an offshore mooring; offshore oil-drilling platforms.

یک لنگرگاه فراساحلی؛ سکوهای حفاری نفت فراساحلی.

there were moorings for boats wanting passage through the lock.

جاذبه‌هایی برای قایق‌هایی که می‌خواستند از طریق قفل عبور کنند وجود داشت.

the great ship slipped her moorings and slid out into the Atlantic.

کشتی بزرگ لنگر خود را رها کرد و به آرامی به سمت اقیانوس اطلس سر خورد.

Skeg and mooring bollards being fabricated.

ساخت اسکاگ و پایه‌های لنگر در حال انجام است.

Based on the model test data and static analysis, two practical methods of determining the static character of the multichain mooring buoy system are given in this paper.

بر اساس داده‌های آزمایشی مدل و تحلیل ایستا، دو روش عملی برای تعیین مشخصات استاتیک سیستم بویه لنگر چند زنجیری در این مقاله ارائه شده است.

Floating equipmet Buoys and lamps for nautics Luminous buoys Mooring buoy - Non-polluting floating...

تجهیزات شناور بویه‌ها و چراغ‌های دریانوردی بویه‌های درخشان بویه لنگر - شناور غیرآلوده...

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید