nicest

[ایالات متحده]/naɪsəst/
[بریتانیا]/naɪsəst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بهترین شکل از nice

عبارات و ترکیب‌ها

nicest person

خوب‌ترین شخص

nicest day

بهترین روز

nicest place

بهترین مکان

nicest gift

بهترین هدیه

nicest thing

بهترین چیز

nicest weather

بهترین هوا

nicest gesture

زیباترین حرکت

nicest smile

زیباترین لبخند

nicest moment

زیباترین لحظه

nicest memory

زیباترین خاطره

جملات نمونه

the nicest thing about this place is the view.

زیباترین نکته در مورد این مکان منظره است.

she always says the nicest things to make me smile.

او همیشه چیزهای دلنشین می گوید تا من را خوشحال کند.

he is the nicest person i have ever met.

او مهربان ترین کسی است که تا به حال ملاقات کرده ام.

the nicest gift i received was from my best friend.

زیباترین هدیه ای که گرفتم از بهترین دوستم بود.

it was the nicest surprise to see her at the party.

دیدنش در مهمانی زیباترین سورپرایز بود.

she has the nicest smile that brightens my day.

او زیباترین لبخند را دارد که روز من را روشن می کند.

they always have the nicest decorations for their events.

آنها همیشه زیباترین تزئینات را برای رویدادهای خود دارند.

his compliments were the nicest part of the conversation.

ستایش های او زیباترین بخش مکالمه بود.

finding the nicest restaurant in town was a challenge.

پیدا کردن زیباترین رستوران در شهر یک چالش بود.

the nicest weather is perfect for a picnic.

بهترین هوا برای پیک نیک عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید