overhauled

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈhɔːld/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈhɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دقت بازرسی کردن یا به طور دقیق بررسی کردن؛ به طور گسترده تعمیر یا نوسازی کردن؛ به سطحی رسیدن یا پیشی گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

overhauled system

سیستم بازسازی‌شده

overhauled process

فرآیند بازسازی‌شده

overhauled model

مدل بازسازی‌شده

overhauled strategy

استراتژی بازسازی‌شده

overhauled design

طراحی بازسازی‌شده

overhauled plan

برنامه بازسازی‌شده

overhauled software

نرم‌افزار بازسازی‌شده

overhauled engine

موتور بازسازی‌شده

overhauled vehicle

خودروی بازسازی‌شده

overhauled equipment

تجهیزات بازسازی‌شده

جملات نمونه

the engine was overhauled to improve performance.

موتور برای بهبود عملکرد بازسازی شد.

the company's policies were overhauled for better efficiency.

خط مشی‌های شرکت برای افزایش کارایی بازسازی شدند.

after the review, the software was completely overhauled.

پس از بررسی، نرم افزار به طور کامل بازسازی شد.

the building was overhauled to meet safety standards.

ساختمان برای رعایت استانداردهای ایمنی بازسازی شد.

the budget was overhauled to allocate more funds to education.

بودجه برای اختصاص بیشتر بودجه به آموزش بازسازی شد.

the marketing strategy was overhauled after the poor sales report.

استراتژی بازاریابی پس از گزارش فروش ضعیف بازسازی شد.

the vehicle was overhauled to extend its lifespan.

وسیله نقلیه برای افزایش طول عمر آن بازسازی شد.

the curriculum was overhauled to include new technologies.

برنامه درسی برای گنجاندن فناوری‌های جدید بازسازی شد.

the website was overhauled to enhance user experience.

وب سایت برای بهبود تجربه کاربر بازسازی شد.

the team overhauled their approach to project management.

تیم رویکرد خود را در مدیریت پروژه بازسازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید