proportional

[ایالات متحده]/prəˈpɔːʃənl/
[بریتانیا]/prəˈpɔːrʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نسبتاً; دارای نسبت ثابت; مربوط به اندازه، درجه یا شدت; مربوط به نسبت
n. تناسب; حالت بودن در نسبت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

directly proportional

به طور مستقیم متناسب

inversely proportional

به طور معکوس متناسب

proportional control

کنترل متناسب

proportional valve

شیر متناسب

proportional relation

تناسب

proportional representation

بازنمایی متناسب

proportional spacing

فاصله گذاری متناسب

proportional distribution

توزیع متناسب

proportional limit

حد متناسب

جملات نمونه

the punishment should be proportional to the crime.

مجازات باید متناسب با جرم باشد.

Punishment ought to be proportional to the crime.

مجازات باید متناسب با جرم باشد.

The output should be proportional to the input.

خروجی باید متناسب با ورودی باشد.

The pay will be proportional to the amount of time put in.

حقوق متناسب با میزان زمانی است که صرف شده است.

a full-hearted commitment to proportional representation.

تعهد کامل به نمایندگی متناسب.

a circle's area is proportional to the square of its radius.

مساحت دایره متناسب با مربع شعاع آن است.

The dwarf's long arms were not proportional to his height.

بازوهای بلند کوتوله متناسب با قدش نبودند.

The increase of wages is proportional to the rise in prices.

افزایش دستمزدها متناسب با افزایش قیمت‌ها است.

The amount of force needed is inversely proportional to the rigidity of the material.

مقدار نیروی مورد نیاز به طور معکوس با سختی ماده متناسب است.

The amount of food a child needs is roughly proportional to its size.

میزان غذایی که یک کودک نیاز دارد تقریباً متناسب با اندازه آن است.

Methods The applicability of linear scanning for multiwire proportional chamber direct digital Xray radiography were analysed.

روش‌ها کاربرد اسکن خطی برای رادیوگرافی دیجیتال مستقیم پرتو ایکس محفظه متناسب چند رشته‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

As the material is deformed beyond the strain that elastic deformation persists, the stress is no longer proportional to strain, and permanent, nonrecoverable, or plastic deformation occurs.

همانطور که ماده فراتر از کرنش که تغییر شکل الاستیک در آن ادامه دارد، تغییر شکل می یابد، تنش دیگر متناسب با کرنش نیست و تغییر شکل دائمی، غیرقابل برگشت یا پلاستیک رخ می دهد.

Designed a set of electro-hydraulic proportional system of forming hydraulic press of heteropolarity multilevel magnetic ring, established the mathematical model of the top plunger cylinder.

طراحی یک مجموعه سیستم متناسب الکتروهیدرولیک از تشکیل پرس هیدرولیک با حلقه مغناطیسی چند سطحی هتروپولاریتی، مدل ریاضیاتی سیلندر پیستون بالایی را ایجاد کرد.

The simulation experiments of various kinds of electrode system under different pressure show that the gas inceptive when the gap is fixed, discharge voltage is proportional to the pressure;

آزمایشات شبیه سازی از انواع مختلف سیستم الکترود تحت فشار متفاوت نشان می دهد که گاز در هنگام باز شدن شکاف ثابت می شود، ولتاژ تخلیه متناسب با فشار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید