quarrels

[ایالات متحده]/ˈkwɒrəlz/
[بریتانیا]/ˈkwɔːrəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختلافات یا بحث‌ها؛ دلایل شکایات
v. بحث کردن یا اختلاف داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

family quarrels

مشکلات خانوادگی

frequent quarrels

مشکلات مکرر

avoid quarrels

از مشاجره خودداری کنید

settle quarrels

حل مشاجره

quarrels arise

مشاجره ایجاد می شود

quarrels escalate

مشاجره تشدید می شود

quarrels over

مشاجره بر سر

quarrels between

مشاجره بین

quarrels resolved

مشاجرات حل شده

quarrels continue

مشاجرات ادامه می یابد

جملات نمونه

they often quarrel over trivial matters.

آنها اغلب بر سر مسائل جزئی با هم بحث می کنند.

quarrels can damage friendships.

بحث ها می توانند دوستی ها را از بین ببرند.

it's better to resolve quarrels peacefully.

بهتر است به طور مسالمت آمیز بحث ها را حل کرد.

quarrels are a natural part of any relationship.

بحث ها بخشی طبیعی از هر رابطه‌ای هستند.

they had a loud quarrel last night.

آنها شب گذشته یک بحث بلند داشتند.

she tries to avoid quarrels with her siblings.

او سعی می کند از بحث با خواهر و برادرانش اجتناب کند.

quarrels can often be resolved with good communication.

اغلب می توان با برقراری ارتباط خوب بحث ها را حل کرد.

he regrets the quarrels he had with his parents.

او از بحث هایی که با والدینش داشته پشیمان است.

quarrels can be exhausting and unproductive.

بحث ها می توانند خسته کننده و غیرسازنده باشند.

they made up after their quarrels.

آنها پس از بحث هایشان آشتی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید