ravenous

[ایالات متحده]/ˈrævənəs/
[بریتانیا]/ˈrævənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار گرسنه، مشتاق، سیری ناپذیر.

عبارات و ترکیب‌ها

ravenous appetite

گرسگی شدید

ravenous predator

درنده گرسنه

ravenous hunger

گرسنگی شدید

ravenous beast

وحش گرسنه

جملات نمونه

ravenous for power.

گرسنگی شدید برای قدرت.

The ravenous children ate everything on the table.

کودکان گرسنه همه چیز روی میز را خوردند.

ravenous for power.See Synonyms at voracious

گرسنگی شدید برای قدرت. برای مترادف‌ها به voracious مراجعه کنید.

The ravenous wolf devoured its prey in seconds.

گرگ گرسنه طعمه خود را در عرض چند ثانیه بلعید.

After the long hike, I was ravenous and ready to eat anything.

بعد از پیاده‌روی طولانی، من گرسنه بودم و آماده بودم هر چیزی را بخورم.

The ravenous crowd rushed towards the food truck.

جمعیت گرسنه به سرعت به سمت کامیون غذا هجوم بردند.

She had a ravenous appetite and could eat a whole pizza by herself.

او اشتهای وحشیانه‌ای داشت و می‌توانست یک کل پیتزا را به تنهایی بخورد.

The ravenous bear scavenged for food in the forest.

خرس گرسنه در جنگل به دنبال غذا می‌گشت.

The ravenous look in his eyes made her uneasy.

نگاه گرسنه در چشمانش او را مضطرب کرد.

The ravenous student couldn't focus in class because of hunger.

دانش‌آموز گرسنه به دلیل گرسنگی نمی‌توانست در کلاس تمرکز کند.

The ravenous cat meowed loudly for its dinner.

گربه گرسنه به شدت برای شام خود میاند.

Having skipped breakfast, I was ravenous by lunchtime.

با توجه به اینکه صبحانه را از دست داده بودم، تا زمان ناهار گرسنه بودم.

The ravenous dog eagerly awaited its owner's return.

سگ گرسنه مشتاقانه منتظر بازگشت صاحبش بود.

نمونه‌های واقعی

By that point I'm definitely pretty ravenous.

در آن نقطه، من کاملاً گرسنه هستم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

They are the most numerous bird species on Earth, ravenous for grain.

آنها پرجمعیت‌ترین گونه پرندگان روی زمین هستند، گرسنه برای غلات.

منبع: Human Planet

Today their annual harvest is under way, and their grain is under attack from a ravenous enemy.

امروز برداشت سالانه آنها در حال انجام است و غلات آنها مورد حمله دشمن گرسنه قرار گرفته است.

منبع: Human Planet

Despite the stereotype of the ravenous teenager, your calorie demands actually peak when you're in your mid-20s.

با وجود تداوم کلیشه نوجوان گرسنه، نیازهای کالری شما در واقع در اواسط دهه 20 خود به اوج می‌رسد.

منبع: Scishow Selected Series

This apparently went on for an hour before the ravenous rodent wrapped his " refection" and " rambled" away.

به ظاهر این موضوع برای یک ساعت ادامه داشت قبل از اینکه جونده گرسنه " بازتاب" و " سرگردانی" خود را جمع کند و دور برود.

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

The ravenous insects can consume their own body weight in food every day. Our Africa editor Mary Harper reporting.

حشرات گرسنه می‌توانند هر روز غذایی به وزن بدن خود مصرف کنند. گزارشگر: مری هارپر، سردبیر آفریقا.

منبع: BBC Listening Compilation April 2020

On feeding day, the furnace-bots arrive, ravenous.

در روز غذا دادن، ربات‌های اجاق گاز می‌رسند، گرسنه.

منبع: TED-Ed (video version)

I have no choice but to assume the worst, given Leonard's lengthy sea voyage and her famously ravenous nether regions.

من هیچ انتخابی جز این ندارم که بدترین را فرض کنم، با توجه به سفر طولانی مدت لئونارد در دریا و مناطق تحتانی او که به طور مشهور گرسنه هستند.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

The sound in the hoarse, ravenous voice was awful.

صدای آن صدای خشن و گرسنه وحشتناک بود.

منبع: The Little Princess (Original Version)

What a fantastic word, ravenous. And very clean, spotless.

چه کلمه ای فوق العاده، گرسنه. و بسیار تمیز، بدون لکه.

منبع: English With Lucy

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید